پایگاه عشق و معرفت

اگر راهت افتاده بر این چمن

خـدایت بیــاورده چـــرخی بـزن

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است

ورود و عضویت

×

جهاد برای آزادسازی قدس جلوه‌ای از جهاد باطنی برای آزادسازی وطن حقیقی

admin
30 آبان 1402
20 دقیقه زمان برای مطالعه
امتیاز بدهید
احمد علوی تبار – آبان 1402

 

چکیده

بسیاری از پدیده‌های جهان مادی، از جمله زمین، خورشید، ماه و ستارگان، نشانه‌ها و جلوه‌هایی از حقایق باطنی هستی برتر الهی‌اند. برخی فرایندهای جهان مادی نیز جلوه‌هایی از فرایندهای باطنی رو به رشد یا رو به انحطاط در سرزمین دل‌اند. جهاد مسلمانان فلسطینی برای آزادسازی سرزمین خویش و قدس شریف، جلوه‌ی بارزی از جهاد باطنی برای آزادسازی وطن حقیقی توسط رهپویان راه خداست. انقلاب اسلامی مردم ایران نیز جلوه‌ی پرمعنایی از این حقیقت بوده است.

 

مقدمه

شهر قدس یا بیت المقدس مرکز سرزمین فلسطین است که مسجد الاقصی (قبله اول مسلمانان) در آن قرار دارد. بیش از 1200 سال، بیشتر اهالی این سرزمین افرادی بوده‌اند که دین اسلام را پذیرفته و با درجات مختلفی از ایمان به آن اعتقاد داشته‌اند. در سال 1917 میلادی، بریتانیا این سرزمین را تصرف کرد و در بیانیه‌ای تمایل خود را برای تبدیل آن به وطنی برای یهودیان اعلام نمود.

در آن زمان، حدود 8% اهالی این سرزمین یهودی بودند و حدود 2% مساحت آن را در اختیار داشتند (1). اما در طی سه دهه حاکمیت استکباری بریتانیای اشغال‌گر بر این سرزمین، تعداد زیادی یهودی به آنجا مهاجرت کردند. در سال 1948 میلادی یهودیان با اشغال 78% سرزمین فلسطین رژیم اسرائیل را تأسیس کردند. بر اثر درگیری کشورهای عرب همسایه با اسرائیل، هرکدام بخشی از فلسطین را در اختیار گرفتند و به طور موقت از پیش‌روی بیشتر اسرائیل جلوگیری کردند. اما رژیم اسرائیل از سال 1967 تا 1995 بخش‌های بیشتری از سرزمین فلسطین را اشغال کرد.

طی سال‌های اشغال فلسطین، مردم این سرزمین آسیب‌های فراوان دیده‌اند و برای آزادسازی وطن خود بسیار تلاش کرده‌اند. پس از این‌که مسلمانان فلسطینی هدایت و حمایت ایران اسلامی مقتدر را پذیرفتند، تلاش خود را بسیار ثمربخش یافتند. تلاش آنان برای آزادسازی سرزمین خویش و قدس شریف، جلوه‌ی بارزی از جهاد باطنی برای آزادسازی وطن حقیقی (سرزمین دل) توسط رهپویان راه خدا بوده‌است.

 

سرزمین دل

دل یا قلب معنوی، ژرفا و حقیقت روح انسان و مرکز احساس و ادراک عالی الهی اوست. کیفیت روح انسان به وضعیت قلب معنوی او بستگی دارد و تعیین‌کننده‌ی جایگاه واقعی او در هستی است. اما بسیاری از انسان‌ها به‌ جای تلاش برای بهبود وضعیت قلب معنوی خود، تنها به بهبود شرایط زندگی دنیوی و دستیابی به جایگاه بهتری در جامعه می‌اندیشند. (2)

جاذبه‌های فریبنده و کاذب دنیا افراد غافل را چنان گمراه می‌سازند که نا‌آگاهانه سرزمین پر‌قابلیت قلب معنوی (وطن حقیقی) خود را به تدریج به دشمنان مفسد خود (شیاطین و افراد نادان) واگذار می‌کنند. دوستان واقعی سرزمین دل، تنها خدا و اولیای خدا هستند.

دل‌هایی که کم و بیش به اشغال دشمنان درمی‌آیند، با جذب ناخالصی‌های دنیوی توانایی تشخیص حق و باطل را از دست می‌دهند و چیزهایی را با ارزش تلقی می‌کنند که فاقد ارزش حقیقی‌اند. می‌توان گفت که در اثر بنا شدن تدریجی یک نظام ارزشی نادرست در قلب معنوی انسان، یک روح کاذب دنیوی در درون او شکل می‌گیرد که نفس کاذب طغیان‌گر یا نفس امّاره نامیده می‌شود. این روح کاذب، دائماً دل را به سوی تاریکی جهل و وضعیت ناامن‌تر و خسارت‌بارتر سوق می‌دهد.

بیدارسازی و آزادسازی سرزمین دل، کار خدا و اولیای خداست و شامل حال کسانی است‌ که در حفظ برخی ارزش‌های الهی (صفات نیک) می‌کوشند و از نامردی و وطن‌فروشی (خودفروشی) کامل می‌پرهیزند.

گذر دل از وضعیت باطنی تاریک، ناپاک و ناامن دنیوی به‌ سوی فضای نورانی، پاکیزه، ایمن، وسیع و پربرکت هستی عالی الهی را رهپویی معنوی دل می‌نامند. کیفیات عالی روح انسان مربوط به ترازهای آسمانی دل است. قلب معنوی با گذر به ترازهای بالاتر آسمانی می‌تواند از حالت ماه باطنی به حالت خورشید باطنی که مولد انرژی حیاتی الهی است، تکامل یابد.

مکه و بیت المقدس جلوه‌هایی از سرزمین امن دل مطهر، و مسجد الحرام و مسجد الاقصی جلوه‌هایی از ظرفیت معنوی و قابلیت اکرام و هدایت دل مطهر، و خانه کعبه جلوه‌ای از منزلت والای چنین دلی است.

 

برخی ملزومات اساسی آزادسازی سرزمین دل

برای بیشتر افراد، ارزش آزادسازی سرزمین دل (وطن باطنی) به اندازه ارزش آزادسازی وطن ظاهری قابل درک نیست، گرچه بسیار ارزشمندتر از آن است. بسیاری از انسان‌ها با قابلیت‌های عظیم الهی قلب معنوی خود و چگونگی به‌پاداشتن شخصیت الهی حکیم و مقتدر قلب معنوی‌شان و نیل به هستی و خِرد عالی الهی (شهادت باطنی)، هیچ‌گونه آشنایی ندارند. از جمله قابلیت‌های الهی دل مطهر، توانایی تولید درجات بالای انرژی حیاتی الهی و آفرینندگی بی‌ابزار و قائم به قسط شدن خودمختار در فضای حقیقی باطنی است.

از ملزومات اساسی آزادسازی سرزمین دل، بیداری نسبی دل است. این بیداری نسبی با اصابت تیرهای غیبی رحمت الهی به افراد مستحق نجات رخ می‌دهد و به ‌صورت ضرباتی بر زندگی دنیوی آنان بروز می‌یابد. چنین افرادی تا حدودی درمی‌یابند که با غفلت از ارزش‌های حقیقی وجود خویش و دل‌سپردن به ارزش‌های کاذب دنیا متحمل زیان و خسارت فراوان شده‌اند. و این‌که به راهنمایی و راهبری معنوی راهنمایان الهی راستین برای اصلاح نگرش و عملکرد خود و آزادسازی وطن باطنی‌شان نیازمندند.

راهنمایان الهی راستین، با انرژی حیاتی الهی شفابخش خود به ترمیم آسیب‌های قلب معنوی، گشایش آسمان دل و تغذیه معنوی خالص رهجویان و رهپویان راه خدا اهتمام دارند. (3)

خداوند متعال در قرآن کریم تأکید فرموده که روزی [حقیقی و معنوی] انسان و آنچه [به عنوان ارثیه عظیم الهی از جانب پروردگار (4)] وعده داده شده، در آسمان [دل] است. (5)

اسلام اساساً به معنی درک محدودیت عقل دنیوی خویش و تسلیم‌شدن به شعور الهی خداوند و اولیای خداست. با اهتمام به تقوا و عملکرد رحمانی زیر نظر راهنمایان الهی راستین، نفس کاذب دنیوی مهار می‌شود، سطح هشیاری دل و توانایی تشخیص حق و باطل افزایش می‌یابد، و مسیر آزادسازی وطن حقیقی و محو کامل نفس دنیوی هموار می‌گردد. تداوم رهپویی معنوی در این مسیر به‌ معنی پیگیری حج باطنی و جهاد باطنی در راه خداست و ملازم با نماز و روزه و انفاق باطنی مستمر است. گرایش به هرگونه توسعه‌طلبی دنیوی و بخل‌ورزی، خودنمایی و تفاخر، خشونت و کینه‌توزی، و ریاکاری و نفاق، از مهم‌ترین موانع آزادسازی وطن حقیقی است.

 

برخی درس‌های مقاومت فلسطین

اشغال سرزمین فلسطین توسط بریتانیا و رژیم اسرائیل جلوه‌ی بارزی از اشغال سرزمین دل افراد غافل (اکثریت مردم دنیا) توسط شیاطین و روح کاذب دنیوی‌ست. بسیاری از دل‌های اشغال‌شده توسط اجانب (غیر خدا)، تا پایان عمر دنیایی خود همچنان در اشغال دشمنان خدا باقی می‌مانند. آنان در واقع، بخشی از لشکریان شیطان را تشکیل می‌دهند.

اما فلسطین جلوه‌ای از سرزمین دل آن دسته از افرادی است‌که در حفظ برخی ارزش‌های الهی استقامت می‌ورزند و به آزادسازی وطن حقیقی خود می‌اندیشند. این اندیشه محصول یک فرایند بیدارسازی نسبی دل است و اولین پاداشی است که خداوند به این دسته افراد عطا می‌کند. توفیق هدایت مستمر به سوی رستگاری حقیقی، به صورت یک سلسله پاداش‌های بزرگ‌تری است که بستگی به میزان قدرشناسی فرد و نحوه پاسخ‌گویی او به هدایت‌های الهی دارد.

برای هر فردی که تا حدی بیدار شده و درصدد آزادسازی سرزمین دل خویش است، برخی از مهم‌ترین درس‌های مقاومت فلسطین عبارتند از:

– بسیاری از اطرافیان هر فردی که درصدد آزادسازی وطن حقیقی خویش است، توانایی ارائه کمک مؤثر به او را ندارند. برخی تظاهر می‌کنند که قصد کمک دارند اما تنها به منافع دنیوی خود و اربابان ظالم خود می‌اندیشند. و عملکرد بسیاری دیگر، به علت پایین‌بودن سطح هشیاری دل‌شان، نتیجه‌ای جز سوق‌دادن فرد نه‌چندان‌هشیار به سوی شرایط دشوارتر ندارد. سازمان ملل، برخی کشورهای همسایه فلسطین و برخی دیگر از کشورهای منطقه همواره یا در دوره‌هایی چنین نقش‌هایی ایفا کرده‌اند.

– تلاش برای پیشرفت فرایند باطنی آزادسازی وطن حقیقی، تنها با هدایت و حمایت راهنمایان الهی راستین ثمربخش خواهد بود. در عالَم ظاهر، به نسبتی که ایران اسلامی در مسیر اصلاح و رشد واقعی پیش رفته، جلوه‌ای از یک راهنمای الهی راستین گردیده‌ است. پس از این‌که مسلمانان فلسطینی هدایت و حمایت ایران اسلامی مقتدر را پذیرفتند، تلاش خود را بسیار ثمربخش یافتند.

 

برخی درس‌های انقلاب اسلامی ایران

انقلاب اسلامی ملت ایران در دنیای زیر نفوذ نظام سلطه‌گری ظالمانه جهانی، جلوه‌ای از بیداری دل‌های زیر سلطه نفس کاذب دنیوی بوده‌ است. بسیاری از مشکلات رهپویی باطنی و آزادسازی و پاکسازی سرزمین مقدس و پربرکت دل، در افت و خیزهای این انقلاب جلوه‌گرند.‌ (6)

مؤمنان حقیقی به نسبت رشد معنوی خود، همواره به‌طور مستقیم و غیر‌مستقیم آثار پر برکتی در بیداری و هدایت بسیاری از انسان‌ها در سطح ملی و جهانی داشته‌اند. این آثار گاهی موجب تحولات اجتماعی بزرگی شده و زمینه مناسبی برای رشد معنوی افراد بیشتری را فراهم ساخته‌ است. اما انحرافات گوناگون از مسیر رشد حقیقی نیز به دلیل ناخالصی بسیاری قلب‌های معنوی و رواج برداشت‌های سطحی و ناقص از آیات و رهنمودهای الهی همواره بروز کرده‌ است.‌‌(7)

وقوع انقلاب اسلامی در ایران از مقدرات و الطاف الهی بوده‌ است. این انقلاب بیش از چهار دهه است‌که به رغم ضعف‌های درونی فراوان و فشار‌ها و اعمال نفوذ‌های همه‌جانبه سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی بیرونی به حیات خود ادامه می‌دهد.‌(8)

از مهم‌ترین دستاوردهای‌ این انقلاب، کسب استقلال نسبی فکری و سیاسی یک جامعه مسلمان در مقابل نظام سلطه‌گری ظالمانه جهانی بوده‌است. این انقلاب امکانات مناسبی برای بیداری ملت‌ها و رشد معنوی بسیاری از مردم فراهم‌کرده، گرچه به علت ضعف‌های درونی، بخش زیادی از سرمایه اجتماعی و منابع انسانی و اقتصادی خود را از دست داده‌ است.

از نقاط قوت این انقلاب، ایمان، اخلاص و استقامت رهبر شایسته آن و تلاش‌های خالصانه، ایثارگرانه و خستگی‌ناپذیر دیگر نیروهای پیشران انقلاب است که بی‌ادعا و بدون چشم‌داشت به مال و مقام دنیوی، به لطف خدا تا پای جان به حفظ ارزش‌های والای اسلامی و اطاعت از مقام رهبری اهتمام دارند. تجارب و انسجام این نیروها بیشتر و بهتر از نیروهای تحت فرمان امام علی‌(ع) بوده‌ است.‌(9)

برخی از مهم‌ترین درس‌های انقلاب اسلامی ایران برای رهپویان راه خدا، عبارتند از:

– حفظ ایمان و اخلاص و استقامت در راه خدا در دشوارترین شرایط و با کمترین امکانات تا تجربه یاری خداوند و گشایش تنگناها بدون تکیه بر اجانب (غیرخدا).

– اهتمام به اصلاح و پالایش درونی و در پیش‌گرفتن مسیر رشد حقیقی به‌جای ظاهرسازی و انجام کارهای نمایشی و چاره‌جویی‌های مقطعی و سطحی.

 

نتیجه

از بررسی روابط میان انسان‌ها در عالَم دنیا می‌توان دریافت که رفتارهای غیررحمانیِ فریب‌کارانه، سلطه‌گرانه، تجاوزکارانه و غارت‌گرانه، هم میان افراد جداگانه، هم در روابط داخلی کشورها و هم در روابط بین‌المللی، به طور آشکار یا پنهان و در پوشش قوانین به ظاهر موجه، پدیده‌هایی دیرپا و غالب بوده‌اند. این واقعیت‌ها، حقانیت آموزه‌های وحیانی درباره ناامن‌بودن، گمراه‌کنندگی و آسیب‌رسانندگی عالَم دنیا در سطح عقل و علم دنیایی را بیش از پیش به اثبات می‌رسانند.

همچنین از آموزه‌های وحیانی و از بررسی زندگی و مشی پیامبران و راهنمایان الهی راستین می‌توان دریافت که خداوند به انسان‌ها قابلیت‌هایی برای فراتررفتن از سطح عقل و علم دنیایی و نیل به هستی و خِرد عالی الهی عطا فرموده است. آموزه‌های الهی، رهپویی و هجرت معنوی (برای گذر دل از وضعیت باطنی تاریک، ناپاک و ناامن دنیوی) را تنها راه سعادت انسان‌ها معرفی‌کرده‌اند. جهاد برای آزادسازی سرزمین فلسطین و حرکت رو به رشد انقلاب اسلامی ایران از جلوه‌های بارز فرایندهای باطنی رو به رشد در سرزمین دل‌اند.

 

منابع و توضیحات

1- صائغ، فائز عبدالله، الاستعمار الصهیونی فی فلسطین، 1956 م، ص‌16.

2- احمد علوی تبار، ”نکاتی درباره رهپویی دل و مشی معنوی صحیح“، بهمن 1400.

3- راهنمایان الهی راستین، همچنین حجت خدا بر بندگان‌اند تا بدانند که انسان از جنس خداست و قابلیت‌های الهی دارد. و شایسته نیست که فریفته مال و مقام دنیا شود و خود را ارزان بفروشد.

4- سوره مبارکه مریم 5 و 6، مؤمنون 11 – 1، قصص 5 و 6.

برخی با برداشت‎ سطحی از آیات 5 و 6 سوره مبارکه قصص، پنداشته‌اند که منت خداوند بر مستضعفان این است که می‌خواهد آنان را وارثان فرعونیان در اموال و حکومت دنیوی قرار دهد. آیا فرعونیان چیزهای واقعاً ارزشمندی در اختیار داشته‌اند و آیا خداوند بالاتر از آن را ندارد که به انسان عطا فرماید؟ بسیاری آیات قرآن کریم، از جمله 14 و 15 آل‌عمران، 32 انعام و 64 عنکبوت، خلاف این را بیان می‌کنند. و از بسیاری آیات از جمله 22 یوسف، 5 و 6 مریم، 105 انبیاء، 11 – 1 مؤمنون و 20 ص، می‌توان دریافت که ارثیه حقیقی خداوند، نه در اختیار گرفتن منابع انسانی و اقتصادی جامعه و پیشوایی ظاهری مردم، بلکه خِرد الهی، ولایت الهیه و مراتب والای بهشتی دل است.

باید توجه داشت که منظور از سرزمین در بسیاری آیات از جمله 105 انبیاء و 6 قصص، سرزمین دل است. همچنین منظور از مستضعفان مورد اشاره در آیه 5 قصص، افرادی هستند که خداوند از طریق نفوس فرعونی، نفس دنیوی آنان را به ضعف کشانده و دل‌شان را برای وصول تدریجی ارثیه الهی آماده کرده است. دل‌های بیشتر اهل دنیا زیر سلطه نفس فرعونی است و بدین علت، کم و بیش رفتارهای فرعونی نشان می‌دهند. تنها مستضعفان بی‌ادعا که دلبستگی‌های دنیوی کمتری دارند، می‌توانند به دعوت و هدایت راهنمایان الهی خوش‌پاسخ باشند و به سلامت از دریای پرتلاطم نفس فرعونی عبور کنند. بسیاری از مدعیان صلاحیت هدایت مردم، نسخه‌های تقلیل‌یافته‌ای از دین راستین خدا را عرضه می‌کنند.

5- سوره مبارکه ذاریات، آیه 22.

6- احمد علوی تبار، ”اسلام راستین – اسلام‌شناسی به زبان ساده (1)“، مهر 1401.

7- احمد علوی تبار، ”آهنگ آسمان دل در دلیرستان اخترخیز گِل“، خرداد 1400، ص‌13.

8- برخی از مهم‌ترین دلایل ضعف عملکرد دهه‌های گذشته نظام اجتماعی فعلی در ایران عبارتند از:

– عدم آشنایی کافی بسیاری از همراهان ظاهری انقلاب با روح آموزه‌های اسلام. عدم پایبندی بسیاری از آنان به رعایت ارزش‌های بنیادین اسلام مانند صدق، مروت، انصاف و اعتدال. برداشت‌های سطحی و ناقص آنان از آیات و رهنمودهای الهی به علت عدم رشد باطنی کافی.

– دنبال‌کردن برخی ایده‌های انحرافی از جمله تشویق مردم به ثروت‌اندوزی خصوصی.

– تقلیل راهبرد اصلی اسلام از سوی برخی همراهان ظاهری انقلاب از ”بیداری دل‌های مستضعف و رشد معنوی آنان تا امامت مؤمنان و میراث‌بریِ منابع حیاتی عظیم دل“ به ”مبارزه با مستکبران بیرونی تا دستیابی مسلمانان مستضعف به قدرت و شوکت ظاهری“.

– فعالیت‌های اقتصادی سودجویانه و سوداگرانه مستقیم یا غیرمستقیمِ بسیاری از تصمیم‌سازان و طراحان نظام‌سازی کشور.

– عدم اقتدار نظری و عملی کافی جریان اصلی انقلاب اسلامی برای بازدارندگی در عرصه‌های فرهنگی و اقتصادی. چندین دهه عدم مرزبندی روشن و قاطع با جریان نفاق نوظهور به نمایندگی صاحبان نوظهور ثروت و قدرت دنیوی مدعی دینداری که عامل تشدید بی‌عدالتی، افزایش شکاف طبقاتی و رشد اشرافی‌گری بوده‌اند و ظرفیت کافی برای انجام اصلاحات اساسی را نداشته‌اند.

9- برخی نقش‌های مختلف نخبگان

نخبگان یا خواص، افراد نسبتاً زیرک، کارآزموده و پیشتاز در میان گروه‌های مختلف جامعه‌اند که ممکن است به جبهه‌ی حق یا باطل یاری رسانند. برخی از آن‌ها مدتی به جبهه‌ی حق و مدتی به جبهه‌ی باطل یاری رسانده‌اند. در دوران پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر، از جمله نخبگان با سابقه‌ی نه چندان درخشان در جبهه‌ی حق بودند که سرانجام با عدم پیروی از امام حق، کاملاً به باطل گراییدند. معاویه از نخبگانی بود که همراهی‌اش با جبهه‌ی حق، مصلحت‌جویانه و ظاهری بود و سپس، نقش رهبر جبهه‌ی باطل را با ادعای دروغین رهبری جبهه‌ی حق ایفا کرد.

عبدالله بن عباس از نخبگان یاریگر جبهه‌ی حق بود، اما در دوره‌ای که امام حسین (ع) رهبری جبهه‌ی حق را به عهده داشتند، از همراهی با جبهه‌ی حق بازماند.

در عصر ما، نخبگان و سردمداران نظام سلطه‌گری ظالمانه جهانی، با ادعای دروغین رهبری جبهه‌ی حق، در رأس جبهه‌ی باطل بوده و با حمایت از جنایات رژیم صهیونیستی، بیش از پیش رسوا شده‌اند.

همراهی برخی از نخبگان جامعه ما با انقلاب اسلامی، موقتی و همراهی برخی دیگر، کاملاً ظاهری بوده است. برخی دیگر از نخبگان جامعه ما، به نحوی کم و بیش آشکارتر در خدمت نظام سلطه‌گری ظالمانه جهانی قرار گرفتند. اما نخبگان یاریگر واقعی انقلاب اسلامی نیز کم نبوده‌اند. از مهم‌ترین ویژگی‌های این نیروهای پیشران انقلاب اسلامی، اهتمام به ساده‌زیستی و دوری از وسوسه‌های مال و مقام دنیوی بوده است. برخی دیگر از معیارهای ارزیابی صلاحیت نخبگان از نگاه امیر مؤمنان امام علی (ع) عبارتند از: نسبت ارائه خدمات به انتظارات و درخواست‌ها، نوع واکنش در مقابل برقراری عدل و انصاف، و میزان استقامت در مشکلات و سختی‌ها (نهج البلاغه، نامه 53).

 

برخی مطالب مرتبط

نکاتی درباره برخی حقایق هستی و اهداف زندگی (1)

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا … (1)

اسلام راستین – اسلام‌شناسی به زبان ساده (1)

نکاتی درباره رهپویی دل و مشی معنوی صحیح (1)

نکاتی درباره نظام‌سازی اجتماعی مبتنی بر ارزش‌های دینی (1)

شرحی بر شعر سوز و ساز رمضان (1)

شرحی بر شعر راز حج – حج دل (1)

خورشید حقیقی – شرحی بر شعر پیامبر خِرد و عشق (1)

بیداری دل و طلب فرج برای پیمودن راه اولیا – شرحی بر دعای ندبه (1)

برخی برداشت‌های نادرست یا ناقص از مناسک حج – حج دل (2)

پرسش و پاسخ درباره آمرزش گناهان با گریه بر امام حسین (ع)

پرسش و پاسخ درباره عدالت الهی و امام زمان (عج)

چند نکته درباره شرکت در انتخابات

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط

چند نکته درباره شرکت در انتخابات

احمد علوی تبار - بهمن 1402   چگونه به شرکت در انتخابات نگاه می‌کنیم؟ انتخابات مجلس شورای اسلامی در پیش ...
admin
25 بهمن 1402
رهپویی دل

نکاتی درباره رهپویی دل و مشی معنوی صحیح (1)

احمد علوی تبار - بهمن 1400   چکیده اساسی‌ترین نکته در آموزه‌های دین خدا، شناسایی و بازیابی هویت حقیقی الهی ...
admin
29 بهمن 1400

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا و برخی رویکردهای معنوی (3)

احمد علوی تبار - مهر 1400   بخش سوم - نکاتی درباره رویکردهای معنوی تقلیل‌یافته رویکردهای معنوی با اهداف و ...
admin
11 اسفند 1400
preloader