پایگاه عشق و معرفت

اگر راهت افتاده بر این چمن

خـدایت بیــاورده چـــرخی بـزن

سبد خرید
0
No products in the cart.

ورود و عضویت

×

رسانه ملی و گسترش نفوذ دنیاگرایی – اسلام‌شناسی به زبان ساده (4)

admin
23 آبان 1401
40-45 دقیقه زمان برای مطالعه
امتیاز بدهید
احمد علوی تبار – آبان 1401

 

بخش چهارم – رسانه ملی و گسترش نفوذ دنیاگرایی

کارنامه رسانه ملی ما در چند دهه اخیر نشان می‌دهد که این رسانه توان کافی برای مقابله مؤثر با نفوذ دیرینه دنیاگرایی را نداشته و از عوامل مهم گسترش آن در جامعه بوده است. (1)

دنیاگرایی نگرشی به زندگی است که قبله دل را به سوی مال و مقام دنیایی معطوف می‌کند و از ارزش‌ها و قابلیت‌های الهی خویش غافل می‌سازد. درجات دنیاگرایی و دنیاطلبی همان درجات شرک و بت‌پرستی و دوری از خداپرستی و خداخواهی باطنی حتی در پوشش مسلمانی و خداپرستی ظاهری است.

غفلت از کارکرد غالب رسانه ملی به مثابه تقویت‌کننده و گسترنده فرهنگ دنیاگرایی، در کنار ضعف‌ها و غفلت‌های زیر، از عوامل مهم بحران معنوی و دین‌گریزی در جامعه ما بوده است:

– گرایش به توسعه اقتصادی نامتوازن و ناعادلانه.

– عدم توجه کافی به الزامات نوین نظام‌سازی اجتماعی و ارزش‌های حقوقی- سیاسی عصر حاضر.

– پولی‌کردن آموزش و عدم توجه کافی به اصلاح نظام آموزش و پرورش.

اگرچه رسانه ملی ما در چند دهه اخیر برنامه‌های بسیار خوبی را تهیه و ارائه داده، اما ضعف‌های مهم و تأثیرات بسیار نامطلوبی نیز داشته است. رسانه ملی در زمینه تغذیه سالم فرهنگی و معنوی، بررسی و ارائه شیوه‌های بهداشت معنوی و مراقبت از سلامت روح، و ایجاد فضای گفتگوی سالم و سازنده با مردم و منتقدان بسیار ناکارآمد بوده است. این در شرایطی است که بخش عمده فضای فرهنگی و رسانه‌ای زیر سیطره دشمنان قرار دارد.

 

ضعف‌های اساسی رسانه ملی

رسانه ملی نقش مهمی در تغذیه فرهنگی و معنوی جامعه ما ایفا می‌کند. عدم دقت کافی در نوع و کیفیت تغذیه فرهنگی و معنوی، ظرفیت‌های فعالیت ثمربخش را کاهش می‌دهد. با تغذیه فرهنگی و معنوی نامناسب و ناسالم، بنیه معنوی جامعه تضعیف و نظام اجتماعی آسیب‌پذیر می‌شود. برخی ضعف‌های اساسی و موارد مهم تغذیه فرهنگی و معنوی نامناسب و ناسالم، عبارتند از:

– ارائه سرگرمی‌های مورد پسند نفس طماع و طغیان‌گر دنیوی.

– ترویج مشی و اخلاق ناشایسته.

– القای احساس حقارت و ذلت در برابر خواسته‌ها و آرزو‌های نفس دنیوی.

– تجلیل فراوان از هنرهای نفس دنیوی و آثار ملهم از شبه تجددگرایی. قلمداد کردن موفقیت‌های ظاهری به عنوان موفقیت‌های حقیقی.

– ناتوانی از انجام وظیفه قانونی به عنوان زبان گویای ملت و چشم و گوش حساس کشور و اطلاع‌رسانی به مسئولان درباره خواست‌ها، نیاز‌ها و مشکلات ‌مردم. ناتوانی از تأمین مداوم عدالت رسانه‌ای.

– عدم توانایی کافی در معرفی قابلیت‌های الهی قلب معنوی و چگونگی فعال‌سازی آنها برای نیل به حیات پاکیزه و متعالی.

– عدم توانایی در برگزاری مستمر گفتگوهای سالم و سازنده با حضور همه منتقدان منصف.

 

رسانه ملی و سرگرم‌سازی به شیوه مورد پسند نفس دنیوی

بسیاری از برنامه‌های رسانه ملی به سرگرم‌سازی مورد پسند نفس دنیوی اختصاص داشته و به طور آشکار و پنهان موجب گسترش نفوذ دنیاگرایی شده‌اند. انواع مسابقاتی که انگیزه سودجویی دنیوی را افزایش می‌دهند، سریال‌های عامه‌پسند با محتوای مخدوش و گمراه‌کننده، و آگهی‌های بازرگانی مروج مصرف‌گرایی و توسعه‌طلبی دنیوی، از آن جمله‌اند. همه این برنامه‌ها در مختل‌سازی نظام ارزشی دل‌های غافل نقش داشته و مزیت رقابت و سودجویی دنیوی بر کرامت انسانی را تأیید و ترویج کرده‌اند.

برخی برنامه‌های ورزشی، لذت‌بردن جنون‌آمیز از مغلوب‌ساختن یکدیگر را موجه جلوه داده‌اند. بسیاری از برنامه‌های سرگرم‌کننده، مانند خندوانه، دورهمی و … افراد و شخصیت‌هایی را به عنوان چهره‌های موفق و موجه معرفی و برجسته کرده‌اند که برخی در زمره‌ی بلعیده‌شدگان توسط فرهنگ دنیاگرایی‌ بوده‌اند. در این برنامه‌ها، هنجارهای انسانی تا حد هنجارهای قابل قبول فرهنگ دنیاگرایی تقلیل یافته‌اند. بیشتر توجه و تمرکز این برنامه‌ها بر تجلیل از قابلیت‌های نفس و عقل دنیوی و توصیف هنجار‌های مورد پسند آن بوده است. برخی از این برنامه‌ها، دائماً در دل‌های غافل چنین القا کرده‌اند که ایرانی‌ها از آن‌رو خیلی با‌حالند که هنر‌ورز، بذله‌گو، بازیگوش، خوش‌گذران و بی‌خیال و سازشکارند!

در نامه 26 تشکل دانشجویی به رهبر انقلاب در شهریور 1400 درباره برنامه‌های رسانه ملی چنین آمده است:

”دوره پنج ساله اخیر، دوران اوج‌گرفتن برنامه‌های تفریحی و بی‌محتوا و در موارد متعددی دارای محتوای نامناسب و معارض با آرمان‌های انقلاب بوده است. در این سال‌ها، برنامه‌ها و تولیدات رسانه ملی اکثراً متناسب با سبک زندگی اقلیتی ثروتمند و بی‌دغدغه [نسبت به مسائل اساسی و مهم زندگی فردی و اجتماعی] بوده است. سریال‌هایی در خانه‌های چند صد متری به همراه ماشین‌های چند میلیاردی ساخته شدند و رسانه ملی را به صحنه تجملات تبدیل کردند. خلاصه آن‌که رسانه ملی در این سال‌ها، رسانه محرومین و مستضعفین نبوده است. … [اثر انواع تبلیغات آشکار و پنهان،] تشویق به مصرف‌گرایی، تبلیغ اشرافی‌گری و … در برخی موارد بمباران فکری مخاطبان بوده است.“

 

رسانه ملی و ترویج مشی و اخلاق ناشایسته

بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی و خارجی رسانه ملی، به طور آشکار یا پنهان، توسعه‌طلبی دنیوی، خشونت، کینه‌ورزی، بدگویی، لودگی، و رفتارهای ناشایست دیگر را رواج داده‌اند. چگونه می‌توان انتظار داشت که بدین طریق بلای عظیم از دل‌های مردم برطرف گردد، درهای آسمان دل به روی آنان گشوده شود، سنخیت روحی آنان با امام زمان‌شان افزایش و مشکلات اجتماعی کاهش یابد؟ آیا این بلا‌ها بدتر از بلای کرونا نیست؟ آیا از دعاهای عظم البلاء، امّن یجیب، و … همواره بجا و درست استفاده شده است؟

براستی آیا حق قرآن کریم این است که به جای بازخوانی محتوای حیات‌بخش آن در محصولات فرهنگی مناسب و نشان‌دادن نتایج عمل‌کردن یا پشت‌کردن به آن، به روخوانی و ذکر مواعظی از آن بسنده کنند و در عمل، سیلاب‌های آلوده‌ی فرهنگ دنیاگرایی، دائماً حیات حقیقی و معنوی مردم را مورد تهدید قرار دهند؟

بررسی ناهنجاری‌ها و خصلت‌های زشت و ناشایست باید همراه با معرفی زیباترین و شایسته‌ترین هنجار‌ها و خصلت‌ها باشد. در بسیاری از برنامه‌های رسانه ملی این نکته رعایت نشده است.

اگر فیلمی مانند ”آژانس شیشه‌ای“ می‌خواهد نسبت به غرق‌شدن برخی مسؤولان در سیلاب فرهنگی شبه تجددگرایی با پوشش دینی و کمرنگ شدن ارزش‌های حقیقی الهی در جامعه هشدار دهد، به هیچ عنوان و در هیچ حدی نباید روش‌های ناشایسته را ترویج کند.

در سریال‌های ”ستایش“ و ”یاور“، مشی و اخلاق مغرورانه، خود‌نمایانه، تاجر‌منشانه، قوم و نژاد پرستانه و مرد‌سالارانه زیر عنوان جربزه و مردانگی تقدیس شده‌ است. این سریال‌ها، شخصیت‌های به ظاهر با‌مروت و بخشنده اما مغرور، بد‌خُلق و بد زبان را معلم مشی و اخلاق معرفی کرده‌اند.

در برخی از برنامه‌های طنز‌آمیز، انتقاد از ناهنجاری‌های اجتماعی، بسیار نامناسب و از موضعی مخدوش و ضعیف صورت‌گرفته و با بدآموزی‌های فراوان همراه بوده‌ است. برخی از برنامه‌های طنزآمیز، تعریف شرافت و کرامت انسان را به شدت تقلیل داده و دروغ‌گویی، فریب‌کاری، لودگی، چاپلوسی و پرخاشگری را به عنوان زرنگی و شیرین‌کاری تزیین کرده و در سفره فرهنگی مردم قرار داده‌اند.

 

تغذیه فرهنگی نامناسب در بسته‌بندی عامه پسند

بزرگ‌نمایی مشی و طرز فکر ”حشمت فردوس“ و ”یاور چلویی“ در سریال‌های ”ستایش“ و ”یاور“، نمونه‌ای از تغذیه فرهنگی نامناسب در بسته‌بندی عامه‌پسند است. در این‌گونه محصولات فرهنگی، مردانگی و پهلوانی نه در مقابله با هوای نفس، رها شدن از اسارت روح کاذب دنیوی، بنای حیات حقیقی قلب معنوی و دستیابی به منبع عظیم انرژی حیاتی الهی و قائم به قسط شدن در فضای باطنی، بلکه در تلاش برای روی پای نفس کاذب خود ایستادن و رونق‌دادن به تجارت دنیوی، بنای توسعه‌طلبانه زندگی کاذب و ناپایدار دنیوی، خدا‌باوری دروغین و بی‌نیازی‌جستن از خداوند در عمل، و منت‌گذاری بر دیگران معرفی شده است.

شخصیت دنیاپرست، فریب‌کار و دیو سیرت ابراهیم نیوَندی در سریال ”یاور“، یکی از محصولات پر‌شمار ساختار‌های اقتصادی مولد تبعیض و فساد در جامعه ماست. اما انتقاد از مشی و طرز فکر این شخصیت، توسط شخصیت پر مدعا و پر اشکالی مانند یاور چلویی صورت می‌گیرد. غافل از این‌که ”نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند“.

یاور گرچه مخالف فریب‌کاری و خیانت است، اما معتقد به برتری خون و تبار ظاهری است و در مواجهه با مشکلات، ترجیح می‌دهد از هم‌خون و هم‌تبار ظاهری خود یاری بخواهد نه از خداوند و اولیای خدا که محارم و تبار و ارحام اصلی و باطنی انسان‌ها هستند. او تمایل شدیدی به سلطه‌گری، انتقام‌جویی و رفتارهای فرا‌قانونی دارد و با افتخار فراوان گفته‌ی پدرش را تکرار می‌کند که اگر کسی به سویت سنگ پرتاب کرد، تو به سویش گُل پرتاب کن اما فقط روی قبرش یعنی پس از نابود کردنش!

یاور سال‌ها از مشکلات زندگی و گرفتاری‌های افراد زیر دست خود بی‌خبر و غافل بوده و همچون بسیاری از همراهان ظاهری انقلاب، به طریق ظاهراً شرعی به جمع‌آوری ثروت دنیوی و افزودن ناخالصی‌ها (نجاسات) به قلب معنوی خود پرداخته است (2). چقدر حقیر و ذلیل است آن خدمتکار او که درخواست عفو و دست نیاز خود را به‌پیشگاه این ناخدای توخالیِ پر از باد نخوت می‌آورد. و او را به عشوه‌گری و منت‌گذاری وا‌می‌دارد.

 

خودشیفتگی یاور قلابی

خود‌شیفتگی یاور قلابی تا جایی است‌‌که در گفتگو با نوه خود ادعا می‌کند همه‌چیز را در مورد راه و رسم زندگیِ خردمندانه و موفقیت‌آمیز می‌داند و می‌تواند به هر پرسشی در این زمینه پاسخ صحیح دهد. هر از گاهی در دشت ناهموار و پر سنگلاخ تواضع تصنعی او صخره‌های نامتناسبی از ادعاهایی عجیب سر بر‌می‌آورد که محل بازی‌های کودکانه‌ی تفرجگاه دکانداران دین بوده‌است. او در اوج شعف بی‌پروایی بیان می‌دارد که نظرش از همه‌ی نظرها درست‌تر است.

یاور چلویی خوشبختی را تلاش برای دستیابی به آنچه موجه به‌نظر می‌رسد تلقی می‌کند نه آنچه خداوند موجه شمرده‌است. از نظر او ”خوشبختی یعنی چیزی‌که تو می‌خواهی و همه‌ی عمر به دنبالش می‌روی“!

یاور قصد دارد (و گمان می‌کند که می‌تواند) دنیا را برای خانواده‌اش بهشت‌کند. او خود را در زمره‌ی سوگلی‌های خداوند می‌پندارد و اظهار می‌دارد که چون محبوب خداوند است، کارگردان هستی نقش دشوارتری را به او محول‌کرده‌است. او توجهی به گوشمالی و هشدار‌های خداوند ندارد.

یاور قلابی با این‌که برخی خطاهای‌خود از جمله ایجاد فضای اضطراب و اختناق در خانواده را تا حدی می‌پذیرد، اما خود را صاحب و ولیّ امر خانواده می‌پندارد و نمی‌تواند معنای واقعی و تفاوت میان مفاهیم ”ولایت الهیه بر مؤمنان مطیع حق“ و ”سرپرستی مسؤولانه و پاسخ‌گو بر گروهی از مردم با نظرات گوناگون“ را درک‌کند.

کودکان سالمند و مغروری مانند حشمت و یاور که با همه دعوا دارند و تنها به حقوق و سعادت دنیوی خود و خانواده و هم‌تبار خود می‌اندیشند، نمی‌دانند که با خدا و حقیقت وجود خودشان دعوا دارند. و غافلند از این‌که همه مخلوقات، مأموران و دست‌های خداوند متعال‌اند. و این‌که باید با هر یک از آن‌ها، چه در خانواده و کسب‌و‌کار، و چه در مواجهه با دیگر افراد، به‌نحو مناسب و مطابق رضای خداوند رفتار‌کنند. در واقع، با همین رفتار‌های شایسته است‌که می‌توانیم حیات حقیقی و متعالی خود را بنا کنیم. هنر این‌است‌که با یاری خداوند بتوانیم زشتی‌ها و پلیدی‌ها را از وجود خود بزداییم و آثار خوب برای دیگران داشته باشیم.

در بسیاری از محصولات فرهنگی، از جمله سریال‌های ”ستایش“ و ”یاور“، با وارد‌کردن یک راهنمای الهی راستین به داستان، امکان بهبود کیفیت محتوای کار وجود داشته است.

 

تلاش برای الگوسازی رهبر معنوی غیر الهی در سریال نون خ

در سریال طنزآمیز نون خ همچون بسیاری سریال‌های دیگر از جمله سریال پایتخت، احساس حقارت و ذلت در برابر خواسته‌ها و آرزوهای نفس دنیوی موج می‌زند.

در نون خ، نورالدین که بر خلاف نامش بهره وافری از دین راستین خدا ندارد، فردی با صداقت و مهربان و در حد هشیاری خود، با مروت و درستکار است. شرح زندگی او در این سریال، همراه است با بیان بدون واکاوی ریشه‌ای برخی ناهنجاری‌ها و مشکلات اجتماعی به زبان طنز، نمایش جلوه‌های سرگرم‌کننده زندگی روستایی ساده و مهربانانه اما در حال تأثیر‌پذیری از فرهنگ مبتذل تمدن پر‌طمطراق و توخالی غرب، و ارائه تعریف و الگویی پر اشکال برای ”رهبر معنوی غیر الهی“ و ”خدمت به مردم“.

اکثر مردم روستا و خویشان‌شان، افرادی کم و بیش ضعیف‌النفس، تحریک‌پذیر و طعنه‌زن اما (جز چند استثنا) به شدت پایبند قول و قرار، مهربان و گریزان از خیانت و مردم‌فروشی‌اند.

نور‌الدین در برابر وسوسه‌های مال و مقام دنیوی هشیاری و پایداری نسبتاً خوبی دارد. اما در مورد موانع رشد معنوی خود و چگونگی ارائه خدمت بهتر و مؤثرتر به مردم از آگاهی کافی برخوردار نیست. او تلاش می‌کند به آن ارزش‌های اخلاقی که باور دارد، پایبند باشد و از وقت و انرژی خود بهتر استفاده کند. اما به دلیل ضعف آگاهی، مورد سوء استفاده فریب‌کاران و گمراهان قرار می‌گیرد. و هر دو گروه به‌راحتی می‌توانند او را وارد ماجراهای احمقانه (مانند ازدواج صوری و مشکلات معدن) کنند که موجب اتلاف وقت و انرژی می‌شوند. در واقع، هرگونه عملکرد نامناسب موجب اتلاف انرژی حیاتی الهی انسان می‌شود و قلب معنوی او را در وضعیت بدتری قرار می‌دهد.

 

ارائه شخصیت معنوی ضعیف به خاطر افزایش جذابیت‌های سبک طنز

در سریال نون خ، نور‌الدین نیز مانند دیگر اهالی روستا توجه ندارد که شوخی‌های نامناسب و طعنه‌زنی به هنگام سخن‌گفتن، مانع ایجاد رابطه‌ی قلبی نزدیک میان یکدیگر می‌شود. در حقیقت، ضعف‌های شخصیتی نور‌الدین مانع تبدیل او به یک شخصیت معنوی با‌نفوذ می‌شود. به همین دلیل، مردم به نظرات او درباره خویشتن‌داری و درستکاری توجه جدی ندارند و از هوای نفس و ایده‌های تحریک‌کنندگان گمراه پیروی می‌کنند. او حتی گاهی برای متقاعد ساختن فرزندان خود ناچار می‌شود احتمال از دست رفتن سلامتی‌اش را پیش بکشد.

نور‌الدین بیش از آن‌که دلبسته‌ی خدا و مأنوس با او باشد، به خانواده و قوم خود و آبرومندی نزد آنان دل بسته است. و این مردم‌اند که او را به دنبال خود می‌کِشند و وسیله‌ای برای دستیابی به اهداف دنیوی خود قرار می‌دهند. او قادر نیست نقش مؤثری در رشد معنوی مردم ایفا نماید. و گمان می‌کند با رسیدگی به مشکلات زندگی دنیوی آنان، از عمر خود به خوبی استفاده کرده است.

سریال نون خ می‌خواهد برخی ضعف‌های نظام اجتماعی موجود را مورد انتقاد قرار دهد، اما همچون بسیاری دیگر از برنامه‌های رسانه ملی ما، پا به پای تأثیرگذاری نامطلوب عملکرد ضعیف برخی همراهان ظاهری انقلاب اسلامی به ویژه در عرصه اقتصادی، در دل‌های مخاطبان غافل بذر گمراهی و نفاق می‌کارد و به دل‌های جویای حقیقت نشانی اشتباه می‌دهد.

این سریال می‌خواهد خوبی‌ها و علائم حیاتی جامعه روستایی ایران و مشکلات آن را به تصویر بکشد، اما به بهبود این علائم حیاتی کمکی‌نمی‌کند. و مردمی را نشان می‌دهد که هدف والایی را در زندگی دنبال نمی‌کنند و با شعار‌های توخالی و هدایایی ناچیز سرگرم می‌شوند.

 

طنز تلخ و گزنده‌ی پایتخت

سریال ”پایتخت“ با طنزی تلخ و گزنده بخشی از نتایج سیاست‌گذاری‌های ضعیف فرهنگی و آموزشی در جامعه ما (از جمله نتایج عملکرد ضعیف رسانه ملی) را بازتاب داده است. ”پایتخت“ بدون این‌که نگاهی به بخش‌های نسبتاً سالم و بالنده‌ی جامعه ما داشته باشد، وضعیت فرهنگی و معنوی رو به انحطاط جامعه را به تصویر کشیده است. این سریال، مردمی را نشان می‌دهد که از کوچک و بزرگ دچار ازخودبیگانگی شدید و انواع ناهنجاری‌ها و مشکلات روحی شده‌اند. برخی از این ناهنجاری‌ها عبارتند از: بدخُلقی، عادت به دروغ‌گویی، بی‌ادبی، تمسخر و توهین، تمایل به خودستایی، تفاخر به افتخارات کاذب، آمادگی برای درگیری، عدم آشنایی با روح آموزه‌های الهی و … عاقل‌ترین این مردم (هما)، به افراد نادان (مثلاً فهیمه) اعتماد می‌کند (و گاهی مشکلات خود را می‌گوید) که بر مشکلات می‌افزایند.

برخی دیگر از سریال‌ها از جمله ”ساختمان پزشکان“ نیز بیشتر ایرانیان را سبُک عقل معرفی کرده‌اند. همه این برنامه‌ها پر از بدآموزی‌اند و امید به اصلاح نظام اجتماعی موجود و عبور سالم و پربهره از موانع رشد معنوی فردی و اجتماعی را کاهش می‌دهند.

 

نقد ضعیف به تمامیت‌خواهی سوداگران تحجرگرا

اگر سریال ”یاور“، معرف برخی ویژگی‌های فرهنگی غالباً ضعیف بخشی از طبقه متوسط سنتی ایران و حاوی نگاه انتقادی این بخش به قدرت‌گیری سوداگران نامرد و ریاکار در جامعه است، سریال ”شب‌های برره“ حاوی نگاه انتقادی بخش تجددگرای اصلاح‌طلب طبقه متوسط به تمامیت‌خواهی سوداگران تحجرگراست. البته تمامیت‌خواهی ویژگی شبه تجددگرایان فن‌سالار و دیوان‌سالار نیز بوده است.

چند نکته درباره سریال ”شب‌های برره“ بسیار شایان توجه است:

1- نماینده بخش تجددگرای اصلاح‌طلب طبقه متوسط (کیانوش)، لایه فوقانی این طبقه را نمایندگی می‌کند. از قسمت اول سریال می‌توان دریافت که در فرهنگ این لایه از طبقه متوسط تجددگرا، توسعه‌طلبی دنیوی سرمایه‌دارانه و برخی رذایل اخلاقی مانند رشوه‌دادن ناپسند تلقی نمی‌شود. اعتراض این دسته از تجددگرایان، نه از موضع عدالت‌خواهی ضد سرمایه‌دارانه بلکه به شیوه‌های تحجرگرایانه در سیاست‌گذاری فرهنگی و قانون‌گذاری، تمامیت‌خواهی سیاسی و اقتصادی تحجرگرایان و محدودیت آزادی عمل و سهم‌بری سرمایه‌داران تجددگراست. کیانوش اظهار می‌دارد که: ”این پول‌ها را دارند در جاهایی خرج می‌کنند که بهتر است در جاهای دیگری خرج کنند.“

2- بخش فوقانی طبقه متوسط تجددگرا، مواضع انتقادی ضعیف خود را به عنوان مواضع همه اصلاح‌طلبان قلمداد کرده است. شخصیت منتقد داستان به لحاظ فرهنگی و معنوی بسیار ضعیف است و غالباً به مخاطب پیام‌های مخدوش و گمراه‌کننده می‌دهد. از جمله ضعف‌های مهم او، تمسخر و تحقیر دیگران به هنگام مشاهده ضعف و خطا، و نیز بزدلی، مماشات با مقامات فاسد، و تمایل به خود‌ستایی است.

3- این سریال بخش بزرگی از مردم یعنی عدالت‌خواهان نسبتاً خوش‌رفتار (با گرایش‌های مذهبی و غیر مذهبی) را نادیده گرفته است.

4- این سریال پر از بدآموزی و مروج پول‌پرستی، بی‌انصافی و رفتارهای نامناسب است.

 

طرح بدون ریشه‌یابی برخی مشکلات و ناهنجاری‌های اجتماعی

نه در سیاست حاکم بر رسانه ملی و نه در اندیشه بسیاری از نویسندگان و فیلم‌سازان، ریشه‌یابی عمیق مشکلات فردی و اجتماعی و دستیابی به راه حل واقعی برای حرکت به سوی رستگاری و سطوح بالاتری از هشیاری و حیات انسانی دنبال نشده است.

شماری از فیلم‌سازان به طرح برخی مشکلات اجتماعی پرداخته‌اند اما نخواسته‌اند یا نتوانسته‌اند در متن داستان یا در برنامه نقد و بررسی آن، برای روشنگری بیشتر تلاش کنند.

فیلم ”خورشید“ که به طرح برخی مشکلات اجتماعی به‌ویژه پدیده ”کودکان کار“ می‌پردازد، نه تنها راهگشایی نمی‌کند، بلکه نشانیِ نادرست می‌دهد و نگاه‌ها را به سوی کمک‌های مالی مردمی معطوف می‌سازد. در این فیلم، یکی از مسئولان مدرسه که می‌تواند ارتباط خوبی با کودکان و نوجوانان برقرار کند، به‌جای ایفای نقش روشنگرانه و رشد دهنده، احساساتی عمل می‌کند و مسئول بی‌انصاف بازداشتگاه کودکان را مضروب می‌سازد. کارهای قبلی سازنده محترم این فیلم، به ویژه ”بچه‌های آسمان“ که شکاف طبقاتی، فقر شدید و قابلیت‌های رشد روحی را نشان می‌دهد، قوی‌تر بوده‌است. در فیلم ”بچه‌های آسمان“ نیز شایسته بود ناظم و معلم مدرسه نقش تربیتی و روشنگرانه بسیار مؤثری ایفا کنند. مسئولان فرهنگی و هنری ما هنوز به قابلیت عظیم راهگشایی و تحول‌دهندگی (نه کنترل‌کنندگی) شخصیت معلمان رشدیافته پی‌نبرده‌اند. یک فیلم‌ساز بصیر می‌تواند از این ظرفیت عظیم معنوی به‌خوبی استفاده‌کند و به رشد میلیون‌ها معلم و دانش‌آموز و همه مخاطبان یاری رساند.

در فیلم ”‌آزاد به قید شرط“ که برخی مشکلات و ناهنجاری‌های اجتماعی ناشی از فساد در نهادهای حکومتی، سیاست‌های نادرست اقتصادی و تعطیل‌شدن واحد‌های تولیدی و افزایش بیکاری را نشان می‌دهد، روشن‌گری‌های تکمیلی با حضور منتقدان و نمایندگان نهادهای حکومتی می‌توانست بسیار مفید باشد.

اگر سریالی مانند ”میوه‌ی ممنوعه“، زشتی‌ها و ناهنجاری‌هایی در عملکرد برخی مؤمنان ظاهری را نشان می‌دهد که تنها به پاره‌ای از ارزش‌ها به طور سطحی پایبندند، شایسته است در پایان هر قسمت، بررسی و تحلیلی از رفتار‌ها از سوی منتقدان مختلف ارائه و میزان وجاهت همه عملکرد‌ها به روشنی معلوم شود.

همچنین هنگامی که سریال ”پایتخت“ سیمای یک حاجی ظاهری را با نگاهی طنز‌آمیز ترسیم می‌کند، ارائه نظرات روشن‌گرانه درباره حج و حاجی حقیقی ضروری است.

 

دادِستانی که عدل و داد را درست معنا نمی‌کند

پس از این‌که مشکلات اقتصادی جامعه در اثر تحریم‌های خارجی بروز بیشتری یافت و اقدامات قوه قضائیه برای رسیدگی به مفاسد اقتصادی جدیت بیشتری به خود گرفت، رسانه ملی از طریق سریال ”دادِستان“ و برخی برنامه‌های دیگر، وجود مشکلات و مفاسد در قوای سه‌گانه را با صراحت بیشتری مطرح کرد.

اما دادِستان به جای تلاش برای ریشه‌یابی مشکلات، چنین وانمود می‌کند که با وجود رسوخ دشمن در قلب قوای سه‌گانه، هیچ مشکل اساسی وجود ندارد و مسؤولان حفظ امنیت کشور، همه امور را به خوبی تحت نظارت و کنترل دارند. دادِستان نمی‌گوید که زمینه‌های نفوذ دشمن چگونه فراهم شده، اختلاف حقوق‌های تا بیش از بیست برابر و اختلاف درآمد‌های حتی بیش از آنچه در بسیاری جوامع سرمایه‌داری اروپایی متداول است چگونه ایجاد شده و آثار فرهنگ طاغوتی در شهر‌سازی و سبک زندگی بسیاری از شهروندان چگونه سر برآورده است!

آیا دستگاه‌های نظارتی جامعه مسلمان هیچ خطری از این همه علائم هشدار‌دهنده احساس نمی‌کردند؟ و آیا قوه قضائیه به گونه‌ای طراحی و تنظیم شده بود که چشمگیران جامعه طمع ظلم از سوی حاکمان درباره مردم نداشته باشند و ناتوانان از دادگری حاکمان نا‌امید نگردند؟ (3)

 

میز کوچک و محدود گفتگوهای انتقادی

در رسانه ملی، دایره و دامنه گفتگوهای انتقادی درباره مسائل مهم جامعه و نیز نقد فیلم و سریال، تنگ و محدود و نااستوار بوده است. از دهه 80، شبکه سه سیما با برنامه ”نقد سه“ گامی در زمینه نقد فیلم و سریال برداشت. در دهه 90، برنامه ”قاب نقد“ شبکه یک تنها حدود سه سال ادامه یافت.

عدم توانایی در برگزاری مستمر گفتگوهای سالم و سازنده با حضور همه منتقدان منصف، یکی از مهمترین ضعف‌ها و کوتاهی‌های رسانه ملی بوده است. از نیمه دوم شهریور 1401 تقریباً مقارن با شدت‌یافتن ناآرامی‌های اجتماعی، شبکه چهار سیما در برنامه ”شیوه“ به طرح گفتگوهای نسبتاً خوبی پرداخت. (4)

در گفتگوی 2 آبان 1401 برنامه ”شیوه“، حجت الاسلام خسروپناه چنین بیان داشتند: ”خواهش من این‌است که [این گفتگوها] اختصاص پیدا نکند به این ایام. یعنی بعد از این‌که وضعیت کشور مقداری آرام شد دوباره تعطیل نشود. … این گفتگوها را ادامه دهند و اختصاص هم به شبکه 4 نداشته باشد. یک مقدار صدا و سیما بیشتر با مردم ارتباط پیدا کند و گفتگوی فکری، علمی، اجتماعی و فرهنگی را داشته باشیم.“

جامعه ما به لحاظ سلامت معنوی و امید به اصلاح نظام اجتماعی در وضعیت بسیار حساس و خطرناکی قرار دارد. رسانه ملی باید هم در انجام وظیفه قانونی خود به عنوان زبان گویای ملت و چشم و گوش حساس کشور و اطلاع‌رسانی به مسؤولان درباره خواست‌ها، نیاز‌ها و مشکلات ‌مردم، کوشاتر و دقیق‌تر باشد و هم در افزایش ظرفیت نقدپذیری مسؤولان، بهبود ارتباط با مردم، ارتقاء سلامت معنوی جامعه و کمک به توسعه همه‌جانبه علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور گام‌های جدی و باورپذیر بردارد.

 

معرفی نادرست و ضعیف رهروان راستین راه خدا

یکی از مناسب‌ترین موضوعات برای فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، مقایسه عملکرد شخصیت‌های پارسا و درستکار و چهره‌های ریاکار و متظاهر در میان لایه‌های مختلف جامعه است.

موشکافی فرایند‌های تزکیه نفس رهروان راستین راه خدا و نمایش نحوه زدایش ناخالصی‌ها و دفع بدی‌ها از سرزمین حقیقی قلب معنوی با زیباترین رفتارها، نیز بسیار آموزنده و مفید است. تولید فیلم و سریال مناسب در این زمینه، مؤثرتر از برنامه‌هایی مانند ”حدیث سرو“ خواهد بود.

در فیلم ”رسوایی“، تمرکز بر روی شخصیتی روحانی است که کرامات ایشان تناسبی با نحوه عملکرد ضعیف‌شان ندارد. اول این‌که چگونگی رشد معنوی این شخصیت در گذشته معلوم نیست. دیگر این‌که رهرو راه خدا قطعاً از شهرت گریزان است. یکی از گفتگوهای متن داستان نیز به این نکته اشاره دارد و تأکید می‌کند که ”سلامت در گمنامی است“. به عبارت دقیق‌تر، خودنمایی و شهرت از آفات مهم سلامت دل است. با این حال شخصیت اصلی داستان نمی‌تواند خود را از دام شهرت برهاند. یک شخصیت رشدیافته هرگز آشکارا به کمک مالی و انفاق نعمت‌های ظاهری نمی‌پردازد و اساساً بر انفاق باطنی فراگیر تمرکز دارد. داستان فیلم می‌توانست با انتقال تمرکز بر شخصیت معنوی قوی‌تری که در حاشیه است به نحو شایسته‌ای ادامه یابد.

 

نشانه‌های امیدبخش برای امکان گذر به سطوح بالاتر هنرهای نمایشی معناگرا

فیلم ”یک تکه نان“ به درستی نشان می‌دهد که رشد معنوی افراد ساده و گمنام می‌تواند بسیار بیشتر از برخی دین‌باوران ظاهرگرای سرشناس باشد. اما اشارات این فیلم در مورد برخی نکات مهم فرایند رشد معنوی برای مخاطب عام چندان رسا نیست.

ادب، حیا، گشاده‌رویی، کم‌حرفی، وارد نشدن در بحث و جدل، به دل‌نگرفتن سخنان تند، بی‌رنگی و خلوص دل، توجه قلبی مداوم به آفریدگار هستی، توجه به نشانه‌های هستی متعالی و هشدارهای الهی، تلاش برای درک معانی نشانه‌ها و رویدادها، توافق با مشیت الهی، و خیرخواهی عام و بی‌منت، از ویژگی‌های مهم شخصیت سرباز جوان فیلم و نشانه‌های ورود به نماز باطنی مداوم‌اند. اما سازنده محترم فیلم، توجه به نماز ظاهری طولانی را در مورد این شخصیت بیشتر برجسته کرده است. جا داشت به نحوی این حقیقت را برای مخاطبان روشن می‌کردند که نماز ظاهری تنها مقدمه و تمرینی برای ورود به نماز باطنی است.

بسیاری از مخاطبان ممکن است چندان به این نکته توجه نداشته باشند که درون‌گرایی معنوی شخصیت سرباز داستان، صرفاً یک ویژگی اخلاقی نیست. و او حقیقتاً یک برگزیده الهی و رهپوی راستین راه خداست که دین‌باوران ظاهرگرایی همچون شخصیت داستانی کربلایی قاسم به گرد پای او هم نمی‌رسند. کربلایی قاسم چنان به نوشته‌های روی کفن حساس است که با افزوده شدن امضای سرباز به آن برافروخته می‌شود و لب به اعتراض و سرزنش می‌گشاید. او همچنین نمی‌تواند به راحتی از خطاها و جفاهای گذشته برادر خود درگذرد.

سازنده فیلم اظهار داشته که درصدد معرفی پدیده معجزه در عصر حاضر بوده است. اما اولاً این فیلم باورپذیری فیلم جذاب‌تر ”لیلی با من است“ را ندارد. ثانیاً پدیده معجزه و ظهور کرامات در این عصر، تنها نشانه‌ای از حقیقت بزرگ غالباً فراموش‌شده امکان دستیابی هر انسان اهل مراقبه و پیرو راهنمایان الهی راستین به مراتب بالاتر هستی است. فیلم ”محمد رسول‌الله“ در توصیف عظمت موهبت تقرب به هستی عالی الهی موفق‌تر بوده است.

 

توجه به حقایق مهم زندگی و تلاش برای عبور از ظاهرگرایی دینی

سازنده ”یک تکه نان“ و ”لیلی با من است“ به درستی بیان کرده است که اگر می‌خواهیم به حقیقت زندگی نزدیک شویم، باید به اجزای دیگر (و ساحت‌های درونی‌تر و عمیق‌تر) زندگی که از آنها غافل بوده‌ایم توجه داشته باشیم. یکی از شخصیت‌های معنوی ”یک تکه نان“ این معنا را بیان می‌دارد که بیشتر مردم (و بیشتر دین‌باوران) نمی‌دانند رزق معنوی حیات‌بخش و تعالی‌دهنده را چگونه بیابند. همچون گرداندن لقمه به دور سر، راه آسان را دشوار می‌کنند و سال‌هاست که از مسیر صحیح زندگی دور افتاده‌اند.

برنامه‌های رسانه ملی ما در غلبه بر ظاهرگرایی دینی، معرفی قابلیت‌های عالی الهی قلب معنوی و چگونگی فعال‌سازی آنها برای نیل به حیات پاکیزه و متعالی، ناکارآمد و ناموفق بوده‌اند. بیشتر برنامه‌ها (جز برنامه استثنایی ”زندگی پس از زندگی“)، نتوانسته‌اند گام مفید و مؤثری در توجه‌دادن به حقایق هستی برتر بردارند. اگرچه مطالب خوب و مفیدی در لابلای برخی برنامه‌ها مانند ”سمت خدا“ ارائه شده، اما به دلیل عدم همخوانی با سیاست‌های اقتصادی گسترنده تبعیض و فساد، به اندازه کافی باورپذیر نبوده، در حد شعار باقی مانده و تأثیر تحول‌دهنده گسترده‌ای نداشته‌اند.

بسیاری از برنامه‌ها، از جمله برنامه ”به خانه برمی‌گردیم“، به جای معرفی خانه‌ی اصلی، حقیقی و الهی قلب معنوی و چگونگی بازگشت به آن، دائماً به طور یک جانبه تلاش کرده‌اند توجه مخاطبان را به خانه موقت دنیوی، تغذیه و بهداشت جسمی و معرفی انواع هنر‌های نفس دنیوی جلب کنند.

هنگامی‌که زندگی پر چالش افراد و خانواده‌ها در فیلم یا سریالی به تصویر کشیده می‌شود، فیلم‌ساز هشیار تا حدودی می‌تواند نشان دهد که سلسله‌ی وقایع چگونه مطابق با سنت‌های الهی رقم می‌خورد و چه نوع نیت‌ها و انتخاب‌های مهم موجب بهبود یا افت انگیزه‌ها و ظرفیت‌ها می‌شود و مسیر زندگی را تعیین می‌کند. و نتایج اعمال شایسته و ناشایسته چگونه و تا‌کجا بر فضای پیرامون و دیگر موجودات اثر می‌گذارد و موجودی حساب آخرتی افراد چگونه تغییر می‌کند.

 

اثر برخی برداشت‌های نادرست از قرآن کریم در سریال یوسف پیامبر

یکی از مهمترین علل وجود اختلافات در میان مسلمانان، برداشت‌های سطحی و نادرست از قرآن و حدیث بوده‌ است. سریال ”یوسف پیامبر“ با این‌که حاوی ارزش‌های معنوی و هنری فراوان است، اما در اثر برداشت‌های نادرست از داستان زندگی حضرت یوسف‌(ع) در قرآن کریم، وصف فرایند باطنی دستیابی به هستی عالی الهی و نیل به عزت و اقتدار حقیقی را به سطح عزت و اقتدار ظاهری یک حاکم متدین تقلیل داده‌‌است.

قرآن کریم در سوره مبارکه یوسف، سه فرایند مختلف رشد معنوی و رستاخیز باطنی را در قالب یک داستان نمادین مطرح کرده‌‌است. در اولین طرح، حضرت یعقوب‌(ع) ولیّ خدا و راهبر الهی و حضرت یوسف‌(ع) پیرو او و رهپوی راستین راه خداست.

در طرح دوم، حضرت یوسف‌(ع) ولیّ خداست و پیرو او یکی از فرعونیان است که تحولی معنوی را تجربه می‌کند‌(5). او بدین طریق در مسیر رشد معنوی حقیقی قرار می‌گیرد. بخشی از داستان رشد معنوی حضرت یوسف‌(ع) در قرآن کریم، توصیف رشد معنوی او نیز هست. در حقیقت، می‌توان‌گفت اوست که خریدار زیبایی‌های معنوی یوسف می‌شود، ولایت او را می‌پذیرد، زیر نظارت و سرپرستی او خصلت‌های الهی را در دل خود پرورش می‌دهد، یوسف درونی خود را به‌پا می‌دارد و به عزت حقیقی می‌رسد(6).

در هر دوره، تنها یک یوسف می‌تواند به اذن خداوند، عزیز باطنی (یعنی اداره‌کننده مقتدر عالَم پایین در فضای باطنی) باشد. بنابراین، دوگانه‌ی قدرت (فرعون و یوسف) در سریال یوسف پیامبر، حقیقت ندارد. در فضای باطنی، مَلِک حقیقی خداوند است و عزیز حقیقی ولیّ خداست که از جنس یوسف است. دیگر مهم نیست‌که سرپرست و هدایت‌گر الهی قبلی این ولیّ خدا پدر ظاهری او نیز بوده یا یوسف اصلی این یوسف را پرورش داده‌است.

قرآن کریم با ظرافت از واژه مَلِک هم برای حاکم ظاهری و هم برای حاکم حقیقی یعنی خدا استفاده کرده‌‌است. زیرا خداوند می‌خواسته این نکته را تفهیم‌ کند که حاکم ظاهریِ غیر ولی خدا نیز بی‌آنکه آگاه باشد، زیر فرمان حاکم حقیقی‌ست. بی‌شک، تنها فرعون را به‌ عنوان مَلِک در‌نظر‌گرفتن ناشی از سطحی‌نگری‌ست.

برداشت‌های نادرست از قرآن و حدیث، عوارضی بسیار بیش از این داشته و جامعه ما را به سوی روابط اقتصادی-اجتماعی ناسالم و انحطاط فرهنگی سوق داده‌است.

 

عدم همسویی کافی رسانه ملی با گفتمان انقلاب اسلامی

دشمنان اسلام و انقلاب که برای پیشبرد اهداف خود دست به هر اقدام غیر انسانی می‌زنند، بیش از هر چیز به نتایج نفوذ فرهنگ فاسد خود و بدبینی و ناامیدی مردم نسبت به حقانیت اسلام و ظرفیت‌های انقلاب اسلامی چشم دوخته‌اند. و برخی همراهان ظاهری انقلاب، دانسته یا نادانسته، مسیر پیشروی دشمن در نبرد فرهنگی و اقتصادی را هموار کرده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که سیاست حاکم بر رسانه ملی ما و بیشتر برنامه‌ها و سریال‌های آن، موجب گسترش نفوذ فرهنگ دنیاگرایی در میان مردم، روی‌آوردن آنان به رسانه‌های فریب‌کار و فاسد، و در بسیاری موارد، زمینه‌ساز پیشبرد اهداف دشمنان بوده‌است.

در 21 شهریور 1381، نتانیاهو نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی، در جلسه‌ای در کنگره امریکا اظهار داشت:

”نیازی به حمله نظامی به ایران نیست. ایران را باید از طریق جنگ دیگری شکست داد، ایران چیزی دارد که عراق ندارد، ایران برای نمونه 250 هزار دیش ماهواره خانگی دارد. ایران اینترنت دارد. … آنچه باید بکنید این است که آنتن بزرگی فراهم کنید و سریال‌های امریکایی برای تهران و ایران پخش کنید. این سریال‌ها حاوی مواد براندازنده‌اند. نوجوانان و جوانان این برنامه‌ها را می‌بینند و می‌خواهند همان لباس‌های قشنگ را بپوشند و خانه‌های آن‌شکلی داشته باشند. و … و این فرصت برای ما فراهم است. این نیروهای داخلی مخالف در دسترس ما هستند. … اگر رژیم صدام را سرنگون کنید، تأثیرات مثبت فراوانی در منطقه خواهد داشت.“ (7)

در سال 1382، دولت اصلاح‌طلبان در ایران که از قدرت‌نمایی امریکایی‌ها در عراق به هراس افتاده بود، به طور پنهانی به آنان پیام داد که حاضر است از همه مواضع پیشین در زمینه برنامه هسته‌ای، تسلیحاتی و نفوذ منطقه‌ای عقب‌نشینی کند. دولت در نامه به رئیس جمهور امریکا اعلام کرد که حتی حاضر است از سازش بین رژیم صهیونیستی و فلسطین نیز حمایت کند. امریکایی‌های مست پیروزی، این پیام را نادیده گرفتند. رهبر انقلاب راهکار متفاوتی برای بازدارندگی پیگیری می‌کرد. تابستان 1382 ایران اولین موشک میانبرد بالستیک خود را با موفقیت آزمایش کرد. (8)

 

ضعف بازدارندگی در عرصه‌های فرهنگی و اقتصادی

جریان اصلی انقلاب اسلامی به رغم پیشرفت‌ها و موفقیت‌های بزرگ، اقتدار نظری و عملی کافی برای بازدارندگی در عرصه‌های فرهنگی و اقتصادی را نداشت. و نتوانست با صاحبان نوظهور ثروت و قدرت دنیوی که عامل تشدید بی‌عدالتی، افزایش شکاف طبقاتی و رشد اشرافی‌گری بودند، به روشنی و با قاطعیت مرزبندی کند. قاطعیت انقلابی در سیاست داخلی به درستی تعریف نشد و به سخت‌گیری‌های ناموجهی در زمینه حجاب بانوان منحرف گردید(9). و دولت‌ها همچنان به قبیله‌گرایی سیاسی و ارائه تصویری نمایشی از حکمرانی مردمی ادامه می‌دادند. رسانه ملی نیز همچنان به عقب‌نشینی در مقابل نفوذ فرهنگی دشمنان ادامه داد و بر عرضه برنامه‌های پوک‌کننده فرهنگ جامعه افزود. و تا ماه‌های اخیر نتوانست گامی در جهت روشن‌تر شدن تعریف حکمرانی مردمی واقعی بردارد و امیدی برای زدایش مداوم اشکال گوناگون جریان نفاق و بازسازی انقلابی ساختارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه ما ایجاد کند (10).

همراهان ظاهری انقلاب (که برخی‌شان مدیران فرسوده نام گرفته‌اند) ظرفیت لازم برای بازسازی انقلابی ساختارها را ندارند. جریان اصلی انقلاب باید نیروهای پیشرو و اصلاح‌گر واقعی خود را در میان اصول‌گرایان و نواندیشان بشناسد، با اقدام انقلابی سنجیده و عاجل (ضمن تأمین حقوق مخالفان) به پالایش درونی و اصلاحات اساسی بپردازد، و بیش از این، بار مسؤولیت خطاها و رویکردهای انحرافی ستبر همراهان ظاهری انقلاب را به دوش نکشد.

 

منابع و توضیحات

1- کتاب ”آهنگ آسمان دل در دلیرستان اخترخیز گِل“، خرداد 1400، ص 67-32.

2- یکی از علل عدم کارایی بیشتر رساله‌های فقهی جوامع مسلمان در هدایت صحیح فرهنگی و معنوی و رهپویی باطنی راه خدا، رویکرد ظاهرگرا به تعالیم اسلام است. مثلاً این‌گونه رساله‌ها به جای تدوین احکام نجاسات باطنی و بررسی معضلات رهپویی باطنی راه خدا، بر احکام نجاسات ظاهری و ظاهر عبادات تمرکز دارند.

3- این نکته یکی از شاخص‌های اصلی اسلامی‌بودن نظام اجتماعی است که در بیانات امامان معصوم (ع) از جمله در نامه 27 نهج البلاغه مورد تأکید قرار گرفته است.

4- این برنامه نیز در میانه‌ی راه به یک توقف پنج‌روزه دچار شد و سرانجام جای خود را به پخش بازی‌های جام جهانی داد. امید است این وقفه، چندان طولانی نباشد و بر کیفیت برنامه افزوده شود.

5- بیشتر مردم روی زمین (با گرایش‌های گوناگون مذهبی و غیر مذهبی) در زمره فرعونیان‌اند. زیرا غالباً و به درجات مختلف از اوامر نفس ناپاک و طغیان‌گر فرعونی پیروی می‌کنند.

6- در طرح سوم نیز حضرت یوسف (ع) ولیّ خدا و عزیز حقیقی است و حضرت یعقوب (ع) یوسفی را در دل خود پرورش می‌دهد. آن حضرت به تدریج پاداش استقامت در مسیر رشد معنوی را دریافت می‌کند و سرانجام به بصیرت عالی الهی و وصال یار نایل می‌شود.

7- برنامه مستند ”بر باد رفته“، شبکه یک سیما، قسمت دوم، 8 آبان 1401.

8- همان.

9- رهبر انقلاب تأکید کرده‌اند که باید از برخورد نامناسب با بانوانی که حجاب ضعیف دارند پرهیز شود. از جمله مطالب عبرت‌آموز در سخنان شهید سلیمانی چنین است: ما با مردم کم حرف می‌زنیم. … ما نباید فقط به قشر مذهبی نزدیک به خودمان بنگریم. باید مردم‌مان را حفظ کنیم. … اینها مردم ما هستند، بچه‌های ما هستند. … (اگر بگوییم) من و آدم خودم، من و رفقای خودم، من و مریدهای خودم، این که نمی‌شود انقلاب را حفظ کردن …

10- برنامه ”شیوه“، شبکه چهار سیما، 31 شهریور 1401 و 2 آبان 1401.

 

برخی مطالب مرتبط

اسلام و قدرت – اسلام‌شناسی به زبان ساده (5)

اسلام راستین – اسلام‌شناسی به زبان ساده (1)

بررسی انحراف از اسلام راستین – اسلام‌شناسی به زبان ساده (2)

ضرورت اصلاحات فرهنگی و اقتصادی – اسلام‌شناسی به زبان ساده (3)

نکاتی درباره برخی حقایق هستی و اهداف زندگی (1)

نکاتی درباره برخی حقایق هستی و اهداف زندگی (2)

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا … (1)

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا … (2)

نکاتی درباره رهپویی دل و مشی معنوی صحیح (1)

نکاتی درباره نظام‌سازی اجتماعی مبتنی بر ارزش‌های دینی (1)

خورشید حقیقی – شرحی بر شعر پیامبر خِرد و عشق (1)

شرحی بر شعر سوز و ساز رمضان (1)

شرحی بر شعر راز حج – حج دل (1)

مختصری درباره رویداد غدیر خم

پیام نوروزی احمد علوی تبار

پرسش و پاسخ درباره برخورد محترمانه

پرسش و پاسخ درباره اهمیت نماز

گزیده‌ای از طوبای محبت – بسم الله

پرسش و پاسخ درباره عدالت الهی و امام زمان (عج)

پرسش و پاسخ درباره آمرزش گناهان با گریه بر امام حسین (ع)

جهاد برای آزادسازی قدس جلوه‌ای از جهاد باطنی برای آزادسازی وطن حقیقی

بیداری دل و طلب فرج برای پیمودن راه اولیا – شرحی بر دعای ندبه (1)

چگونه مشکلات زندگی را حل کنیم – شرحی بر شعر با رضا بنشین (1)

نگاهی به دیدگاه روان‌شناختی و روان‌درمانی آنتونی رابینز (1)

نکاتی درباره برنامه زندگی پس از زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا و برخی رویکردهای معنوی (4)

احمد علوی تبار - مهر 1400   بخش چهارم - نکاتی درباره حقوق انسان‌ها از منظر دین راستین خدا عدم ...
admin
14 اسفند 1400

بررسی انحراف از اسلام راستین – اسلام‌شناسی به زبان ساده (2)

احمد علوی تبار - مهر 1401   بخش دوم - بررسی دلایل و نتایج انحراف از اسلام راستین اسلام دین ...
admin
09 مهر 1401
رهپویی دل

نکاتی درباره رهپویی دل و مشی معنوی صحیح (5)

احمد علوی تبار - بهمن 1400   بخش پنجم - مراقبت بر گفتار و اهمیت موت اختیاری در رهپویی ...
admin
14 اردیبهشت 1401
preloader