پایگاه عشق و معرفت

اگر راهت افتاده بر این چمن

خـدایت بیــاورده چـــرخی بـزن

سبد خرید
0
No products in the cart.

ورود و عضویت

×

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا و برخی رویکردهای معنوی (4)

admin
14 اسفند 1400
25 دقیقه زمان برای مطالعه
امتیاز بدهید
احمد علوی تبار – مهر 1400

 

بخش چهارم – نکاتی درباره حقوق انسان‌ها از منظر دین راستین خدا

عدم رشد معنوی کافی و عدم درک صحیح باطن آیات قرآن کریم می‌تواند به نادیده‌گرفتن حقوق انسانی و اجتماعی برابر انسان‌ها (اعم از مرد و زن) و توجیه تعدی به حقوق دیگران منجر شود. از جمله نتایج درک نادرست از دین راستین خدا، موجه شمردن رفتار‌های ناروایی با زنان و همسران بوده است.

قرآن کریم بنا به مشیت الهی در عصری نازل شد که برده‌داری مُجاز و متداول بود و زنان در مقایسه با مردان، از حقوق انسانی و اجتماعی کمتری برخوردار بودند. در چنان شرایطی، امکان توصیف بهتری از برخی فرایند‌های باطنی قلب معنوی انسان با استفاده از جلوه‌های بارز دنیوی فراهم بود.

به عنوان مثال، اسارت قلب معنوی افراد غافل زیر سلطه ظالمانه نفس کاذب دنیوی، موجب محرومیت موقت یا دائمی از رشد معنوی و از دستیابی به مواهب هستی عالی الهی و تجربه آزادی حقیقی می‌شود. این فرایند باطنی با اشاره به وضعیت اسفناک بردگان ظاهری قابل توصیف بود. (1)

برخی از بردگان ظاهری، پیش از آن، افراد ظاهراً آزادی بودند‌که در اثر هجوم متجاوزان به سرزمین و املاکشان یا در جنگ‌ها به اسارت در‌می‌آمدند. و برخی، در خانواده‌ی بردگان زاده می‌شدند. برخی از آنان می‌توانستند نزد صاحبان خود بسیار تقرب یابند و برخی آزاد می‌شدند. در سیر باطنی نیز افت و خیز معنوی گونه‌های مختلفی دارد.

 

افت و خیز در وضعیت قلب معنوی انسان

در اکثر موارد، وضعیت قلب معنوی انسان در اوایل زندگی دنیوی شیب ملایمی به سمت پایین دارد. این افت وضعیت باطنی به معنی آغاز شکل‌گیری نفس کاذب دنیوی و اسارت تدریجی قلب معنوی در چاه انرژی منفی دنیاست. پس از آن، ممکن است تغییرات وضعیت باطنی به صورت آرام یا شدید در جهت منفی یا مثبت رخ دهد. یعنی ممکن است میزان اسارت قلب معنوی و روند تخریب منابع حیاتی و قابلیت‌های الهی آن افزایش یا کاهش یابد.

در حقیقت، قلب معنوی اکثر انسان‌ها پس از دوران کودکی در شرایط دشوارتری قرار می‌گیرد و با افت و خیز‌هایی، به‌تدریج در خواب غفلت عمیق‌تری فرو می‌رود. مسیر بیداری و رهایی نیز فراز و فرود‌هایی خواهد داشت. چه بسا نجات‌یافتگان نسبی که دوباره به دام می‌افتند. همچون انقلابیون به قدرت رسیده‌ای که نمی‌دانند از امکانات به‌دست‌آمده چگونه در جهت بهبود واقعی شرایط استفاده کنند و با فاصله‌گرفتن از ارزش‌های حقیقی، به‌تدریج محافظه‌کار می‌شوند و به فساد می‌گروند.

در فرایند‌های باطنی و ظاهری، افرادی در مسیر بردگی قرار می‌گیرند و افرادی از بردگی رهایی می‌یابند. بهبود شرایط ظاهری زندگی، نشان‌دهنده بهبود شرایط باطنی نیست و ممکن است نشانگر افت شدید وضعیت باطنی باشد. بسیاری افراد نمی‌دانند که ارزش حقیقی در بهبود وضعیت قلب معنوی است نه بهبود شرایط ظاهری زندگی دنیوی. و این‌که رعایت حقوق دیگران در زندگی دنیوی و نیکی به آنان، از ملزومات بهبود وضعیت قلب معنوی است.

 

احکام خاص مربوط به شرایط خاص

شرایط خاص عصر نزول قرآن کریم ایجاب می‌کرد که برای تنظیم رفتار‌های خدا‌پسندانه‌ای که موجب بهبود وضعیت قلب معنوی انسان‌ها می‌شود، قواعد مناسبی وضع شود. مسلماً نیکی و احسان و انفاق از ملزومات همیشگی راه خداست. اما قواعد ناظر بر بهبود نگرش و رفتار نسبت به بردگان، مربوط به عصر برده‌داری است و با انقراض برده‌داری، دیگر موضوعی برای آن وجود ندارد.

البته باید دانست‌ که در عصر حاضر، گرچه برده‌داری ظاهری از بین رفته، اما هم بردگی باطنی و هم شکل مدرنی از برده‌داری هنوز وجه غالب اکثر فرایند‌های باطنی و اکثر مناسبات اجتماعی در دنیاست. در شرایطی‌ که بسیاری از انسان‌ها ناچار باشند وقت و نیروی‌ کار خود را به بهایی اندک و با تحمل ناملایمات فراوان در اختیار سرمایه‌داران و قدرت‌های ظاهری قرار دهند و در اثر فریب‌کاری‌های تبلیغاتی و تحمیق فرهنگی و سرکوب سیاسی و نظامی، به پذیرش سلطه اقتصادی و سیاسی آنان و خود‌فروشی باطنی و ظاهری تن‌دهند، ادعای الغای خرید و فروش انسان‌ها دروغی بیش نیست. در بخش عمده‌ی دنیای مدعی فرهنگ و عقلانیت غیر الهی، کمتر از سه قرن است‌که تنها شکل خاصی از بردگی قبیح شمرده شده‌است.

اسلام اساساً برای نجات انسان‌ها از بردگی و ذلت و راهیابی مؤمنان رهپوی راه خدا به آزادی و عزت حقیقی ظهور کرده‌است (2). تمرکز اسلام بر رفع بردگیِ اصلی و باطنی بوده و به دلیل شرایط اجتماعی خاص عصر ظهور خود، حکم به لغو یکباره بردگی ظاهری نداده است. نمایندگان اصلی و حقیقی اسلام یعنی پیامبر اکرم‌ (ص) و ائمه اطهار‌ (ع)، در معرفی راه رستگاری و سعادت حقیقی بشر هرگز نشانیِ اشتباه و گمراه‌کننده ندادند. نکته‌ی اساسی این است که چه در دوران برده‌داری ظاهری و چه در ادوار بعدی، بیشتر افراد به ظاهر آزاد نیز به بردگی فکری فرهنگ دنیاگرایی دچار شده‌اند و هنوز هم می‌شوند. دعوت اسلام، فراخوانی عام برای رهایی دل‌ها از بردگی نفس کاذب دنیوی و نیل به هستی و خِرد عالی الهی است.

حقوق مورد نظر اسلام راستین (نه مدعیان دروغین مسلمانی)، هموارکننده مسیر رشد معنوی و آزادی حقیقی انسان است. اما حقوق طبیعی مورد نظر فرهنگ غربی عصر جدید، بر اساس تمایلات مفسدانه نفس کاذب دنیوی بنا شده‌است.

 

نگاه اسلام به زن

برخی از صفات خداوند (مانند زیبایی، ظرافت، لطافت، مهربانی و آرامش‌بخشی) در زنان بیشتر ظهور یافته‌اند و برخی (مانند قدرت و استحکام) در مردان. اما خداوند تفاوت‌گذاشتن میان منزلت انسانی زن و مرد را تقبیح کرده‌ است.(3)

از نگاه اسلام، زنان در ارزش‌های الهی و انسانی و قابلیت رشد معنوی تا عالی‌ترین مراتب، تفاوتی با مردان ندارند. و گرامی‌ترین انسان‌ها نزد خداوند، با تقواترین افراد هستند (4). قرآن کریم برخی از زنان با تقوا را به عنوان برگزیده‌ی خداوند و سرمشق همه‌ی مؤمنان رهپوی راه خدا معرفی کرده‌ است (5). حضرت فاطمه زهرا (س) یکی از پنج تن بوده‌اند که آیه تطهیر درباره آنان نازل شده‌ است. پیامبر اکرم‌ (ص) مقام معنوی ایشان و علی‌ (ع) را بسیار والا می‌دانستند.

اما خداوند برخی ویژگی‌های جسمی و روانی زنان و مردان را در عالَم دنیا متفاوت قرارداده و برخی وظایف و حقوق خاص برای زنان و مردان مؤمن مقرر فرموده است.

پس از عامل اصلی کروموزومی، هورمون‌های جنسی متفاوت در زن و مرد تفاوت‌های جنسیتی را ایجاد می‌کنند. تعدد هورمون‌های ویژه جنسی در زنان بیشتر است. مثلاً یک هورمون جنسی در ایجاد صلح و آرامش در زنان نقش دارد و دیگری در ایجاد رفتار مادرانه. برخی حس‌ها و استعدادها در زنان و برخی در مردان قوی‌ترند. تلقین زیست مردانه به زنان، موجب اختلال در قابلیت‌های مهم آنان می‌شود.

شکل‌گیری هویت دختران بر خلاف پسران، بیش از آن‌که ناظر به کسب استقلال شخصی باشد، سویه‌ی قوی‌تری برای صمیمیت و مراقبت از دیگران دارد. در شرایط نسبتاً مناسب، اخلاق پسران بیشتر بر مبنای عدالت شکل می‌گیرد و اخلاق دختران با احساس مسئولیت بیشتری نسبت به دیگران و آمادگی بیشتر برای ایثارگری بنا می‌شود. در اثر تمایل کمتر به فردگرایی، آمادگی روحی برای گرایش به معنویت در زنان بیشتر از مردان است. به طور کلی، احساسات و عواطف در زنان قوی‌تر از مردان است و زنان می‌توانند احساسات خود را به نحو مؤثرتری ابراز کنند. همچنین، زنان به برخی اختلال‌های روانی و مردان به برخی دیگر بیشتر ممکن است مبتلا شوند.

 

حقوق اجتماعی، سیاسی و مالی زنان در اسلام

در عصر ظهور اسلام، زنان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی و اجتماعی محروم بودند و جزء دارایی پدر یا شوهر محسوب می‌شدند. اسلام، هم بر حرمت و کرامت انسانی زنان و هم بر حقوق اجتماعی، سیاسی و مالی آنان تأکید کرده است. از جمله این حقوق، حق انتخاب همسر، حق وکالت در طلاق، حق مالکیت و کسب درآمد، حق ارث، وصیت، دیه، مهریه و نفقه، حق گواهی‌دادن، حق بیعت، آزادی بیان و مشارکت در جهاد و امور سیاسی است.

برخی تفاوت‌های حقوق زنان و مردان در اسلام (از جمله شرکت در جهاد ابتدایی، ارث و گواهی‌دادن در امور مالی)، برای حفظ لطافت و پاکی روح زنان (که ویژگی آرامش‌بخشی به همسر و نقش مؤثرتری در تربیت فرزندان دارند) و به علت مسئولیت سنگین‌تر مردان در تأمین معیشت خانواده بوده است. در واقع، اسلام زنان را از شرکت در جهاد ابتدایی و درگیری فراوان در امور مالی (که احتمال آلودگی روح را افزایش می‌دهد) معاف کرده (عافیت بخشیده) است. قرآن کریم در چند مورد برای گواهی‌دادن زن یا مرد تصریحی ندارد و تنها در امور مالی اولویت را به گواهی‌دادن مردان داده است (بقره 282).

احکامی مانند حجاب نیز برای حفاظت بیشتر از حریم زنان و حفظ عفت عمومی است. البته در شرایط عصر حاضر، قانونی‌کردن برخی برتری‌های حقوقی مردان و نیز سخت‌گیری بیش از حد درباره نوع خاصی از حجاب برای زنان موجه نیست. وضع قوانین بهتری برای جلوگیری از هرگونه ستم مردان به زنان و نیز برای حفظ عفت عمومی، حقوق شهروندان و امنیت منتقدان ضروری به نظر می‌رسد. هیچ مخالف غیرمعاندی را نباید از حقوق انسانی و شهروندی محروم کرد. و آنچه راهنمایان الهی از زنان و مردان مؤمن انتظار دارند را نباید به طور کامل از دیگر افراد انتظار داشت.

 

ادعاهای دروغین دفاع و حمایت از حقوق بشر و آزادی زنان

در سراسر جهان، بسیاری از مدعیان حمایت از حقوق بشر در سخنان خود صادق نبوده‌اند. آنان نه شناخت صحیحی از حقوق واقعی بشر دارند و نه واقعاً به رعایت حقوق بشر اهتمام می‌ورزند. تهاجم فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی به ملت‌ها و غارت و تخریب منابع انسانی و اقتصادی آن‌ها همچنان از سوی این مدعیان فریب‌کار ادامه‌ دارد.

تا اوایل قرن بیستم میلادی، بیشتر زنان غربی حق رأی و حق استفاده آزادانه از اموال‌خود را نداشتند. ادعای آزادی زنان در جوامع غربی، اساساً پوششی برای استفاده از زنان به‌عنوان نیروی کار ارزان و نیز سوء استفاده جنسی بیشتر از آنان بوده‌است. رفتاری‌که در فرهنگ فریب‌کار و فاسد غرب با زنان شده (و همچنان به‌رغم اعتراض‌های زنان ادامه‌دارد)، در جهت نابودکردن کرامت زن و تزلزل شدید در بنیان خانواده است.

فرمان لغو برده‌داری در امریکا نیز نه با انگیزه دفاع از ارزش‌های انسانی و رعایت حقوق بشر بلکه به‌دلیل اختلاف منافع اقتصادی سرمایه‌داران بخش‌های شمالی و جنوبی امریکا بوده‌است. در واقع، سرمایه‌داران بخش شمالی به‌منظور دستیابی به منابع وسیع‌تری از نیروی کار ارزان، خواستار آزادی بردگان بودند که غالباً در خدمت سرمایه‌داران بخش جنوبی قرار داشتند.

در ایران نیز فرمان اصلاحات ارضی (انقلاب سفید دروغین)، نه به‌منظور اصلاح رفتار‌های ظالمانه با رعایا بلکه برای نابود‌کردن کشاورزی و تبدیل رعایا به نیروی کار ارزان مورد نیاز سرمایه خارجی بود. بسیاری از همراهان ظاهری انقلاب اسلامی نیز، عملکردی مخالف ارزش‌های دین راستین خدا داشته‌اند و زمینه را برای فریب‌کاری بیشتر دیگر دشمنان دین خدا فراهم‌کرده‌اند.

وضعیت باطنی همه‌ی کسانی‌که عملکرد ظالمانه و مفسدانه دارند و با فریب‌کاری مردم را از راه خدا بازمی‌دارند، دائماً بدتر می‌شود‌(6). خداوند مردم و مؤمنان را به پیروی از رهنمودهای الهی، اهتمام به انصاف، نیکی و تقوا و پرهیز از گناه و هرگونه تعدی به حقوق دیگران امر فرموده‌است‌(7). این‌ها احکام اساسی دین خداست. اطاعت از خداوند و اولیای خدا به‌معنی پیروی از دانای برتر و حقیقی‌ست. احکام حقوقی و کیفری اسلام باید توسط راهنمایان الهی حقیقی بر اساس شاخص‌های اصلی دین خدا و متناسب با شرایط اجتماعی هر عصر تنظیم شوند. حاکمان مسلمان، نباید این احکام را بدون اقناع و توافق اکثریت مردم به قوانین اجتماعی تبدیل‌کنند.

 

ارزش حقیقی در رفتار خداپسند و رشد معنوی است

دانای حقیقی، رشد معنوی انسان را ارزش حقیقی معرفی کرده و در هر شرایطی، مردمان را به رفتار‌های بهتر توصیه فرموده است. بسیاری از رهنمودها و احکام الهی، از جمله رهنمودهایی که در آیات 178، 237 و 271 بقره، 148 و 149 نساء، 126 نحل، 40 تا 43 شوری و 7 طلاق آمده است، به سطح رشد معنوی مسلمانان بستگی دارد.

مثلاً انواعی از قصاص در شرایط اجتماعی خاصی برای پیشگیری از هرج و مرج و نظم بخشیدن به جامعه ضروری بوده است. خداوند ضمن اشاره به مفید بودن قوانین قابل انعطاف قصاص، تأکید فرموده که عفو‌کردن بهتر از انتقام و قصاص و حتی بهتر از شکایت و دادخواهی است. معنای باطنی قصاص نیز هشدار‌های گوناگونی است که خداوند برای بیداری انسان‌ها و سوق‌دادن گمراهان به مسیر رشد معنوی و ارتقاء کیفیت حیات‌شان در نظر می‌گیرد و با نوید عفو و رحمت همراه است. عدم پاسخ‌گویی مناسب به این هشدار‌ها در طولانی‌مدت موجب محرومیت از رشد و رقم‌خوردن مقدرات بدتر می‌شود.

قرآن کریم به هیچ وجه جوازی برای به بردگی در آوردن انسان‌ها صادر نکرده، بلکه یکی از انواع انفاق و نیکی و جبران گناهان برای عبور از موانع رشد معنوی را آزاد‌کردن برده شمرده است.‌ (8)

قرآن کریم، نیکی به بردگان (ظاهری و باطنی) را لازم شمرده (نساء 36)، مؤمنان آزاد را به ازدواج با بردگان مؤمن تشویق کرده (بقره 221 و نساء 25)، و وادار‌کردن کنیزان به فحشا را نهی کرده است (نور 33). در حقیقت، رفتار‌های رحمانی مانند نیکی به بردگان (ظاهری و باطنی) به ویژه آزاد‌کردن آنان، می‌تواند به‌تدریج موجبات آزادی قلب معنوی از اسارت نفس کاذب دنیوی را فراهم آورد. امکان چنین فرایند رهایی‌بخش باطنی را می‌توان از آیات نورانی سوره مبارکه بلد دریافت. بهبودی که اسلام در عصر ظهور خود در حقوق انسانی و اجتماعی و توسعه خِردورزی ایجاد کرد، همه آن چیزی نبود که پس از آن دوران بر پایه ارزش‌های اسلامی می‌تواند تحقق یابد.

 

عملکرد صحیح مستلزم درک صحیح از دین خداست

مسلماً عدم درک صحیح دین راستین خدا می‌تواند پیامد‌های بسیار ناگواری داشته باشد. با واژگونی حکومت پهلوی و شکل‌گیری حکومت دینی در ایران، ابهامات و نگرانی‌هایی در مورد اجرای احکام اسلامی نامتناسب با شرایط اجتماعی عصر حاضر وجود داشت. یکی از این احکام، قطع‌کردن دست دزد است. (9)

جریان اصلی انقلاب اسلامی نسبت به عدم تناسب این حکم با شرایط عصر حاضر هشیار بود. اما هنوز در تفکر بسیاری از همراهان ظاهری انقلاب نه تنها لزوم بازنگری دقیق و اصلاح بسیاری از احکام حقوقی و کیفری اسلام جایی نداشت، بلکه اساساً ضرورت تدوین برنامه‌ای جامع و دقیق برای نظام‌سازی اجتماعی صحیح با تکیه بر ارزش‌های والای اسلام از جمله عدل و انصاف و پرهیز از ظلم، فساد و اسراف، و اصلاح ساختار‌های دزد پرور و مولد تبعیض و فساد دیده نمی‌شد.

البته همه احکام اسلام معانی باطنی والایی دارند. یکی از سنت‌های الهی این است که در فضای حقیقی باطنی، افرادی که استفاده نامناسب از نعمت‌های دنیوی و کسب سهمی فراتر از حدود الهی را در پیش می‌گیرند، دست حقیقی قلب معنوی‌شان قطع می‌شود و قطعاً از دسترسی به نعمت‌های هستی عالی الهی بازداشته می‌شوند.

 

از دیگر موارد برداشت‌های نادرست از قرآن کریم

از صدر اسلام تاکنون، عدم آشنایی کافی بسیاری از مسلمانان با روح و باطن احکام اسلام موجب برداشت‌های نادرست و اسفباری درباره رفتار با همسران می‌شده است. مثلاً آیه 34 سوره مبارکه نساء بیان می‌دارد که مردان، سرپرست و نگهبان زنان هستند و مرد می‌تواند در صورت سرکشی همسرش (در مورد خطاهای بزرگ) و افاقه‌نکردن پند و اندرز، او را به نحو مناسب و ملایمی تنبیه نماید.

مسلماً مفهوم ظاهری این آیه، متناسب با شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگیِ به شدت مردسالارانه و بسیار متفاوت با عصر حاضر است، و شارع مقدس در آن شرایط به حمایت از زنان، تنبیه سنجیده و ملایم را به‌عنوان آخرین راهکار برشمرده‌است.(10)

اما باطن آیه بیانگر این حقیقت است‌که مرد حقیقی، ولیّ خداست که فرمانروای مقتدر حقیقی در فضای باطنی است و از آنجایی‌که برخوردار از خِرد متعالی الهی است و چشمه عظیمی از انرژی حیاتی الهی را در اختیار دارد، می‌تواند زنان باطنی یعنی بندگان مطیعی را که در مسیر رشد معنوی حقیقی قرار گرفته‌اند سرپرستی‌کند و قبض و بسط‌هایی را برای بهبود شرایط رشد آنان اعمال نماید (چه این زنان باطنیِ رهپوی راه خدا زن یا مرد ظاهری باشند). (11)

همچنین، در برخی شرایط اجتماعی و فرهنگی خاص در اعصار گذشته، تعدّد زوجات برای مردان ظاهری، ناپسند تلقی نمی‌شده‌است. اما همواره برای مردان حقیقی یعنی اولیای خدا، داشتن همسران معنوی متعدد مجاز است. زیرا اولیای خدا می‌توانند به‌طور همزمان با همه همسران معنوی خود ارتباط روحی فعال و بدون اختلال داشته باشند گرچه تمرکز بر روند رشد معنوی بیش از چهار همسر معنوی ممتاز، دشوار و ناموجه است. گاهی برای اولیای خدا، همسر، برادر، خواهر، فرزند یا دیگر خویشاوندان ظاهری در زمره همسران معنوی بوده‌اند و گاهی ظاهراً غریبه‌ها.‌(12)

درک حقیقت آیات و نشانه‌های هستی عالی الهی برای ظالمان امکان‌پذیر نیست‌(13). قرآن کریم تأکید کرده‌است‌که بیشتر مردم تنها به ظواهری از زندگی دنیا توجه دارند و از جهان آخرت غافل‌اند. به‌عنوان مثال، آنان توجه ندارند‌ که شکست امپراتوری روم از مهاجمان ایرانی و سپس جبران این شکست، نشانه‌ای از شکست اولیه قلب معنوی اکثر مردم در مقابل تهاجم روح کاذب دنیوی‌ست‌که سرانجام با یاری خداوند، شکست قلب معنوی مؤمنان جبران می‌شود.‌(14)

 

تقوا، خِرد الهی، اجتهاد فقهی و حق مالکیت و اقتدار حقیقی در فضای باطنی

از منظر دین راستین خدا، ارزش حقیقی انسان‌ها به میزان تقوا یعنی میزان تبعیت از رهنمود‌های الهی و رعایت حق خدا و حقوق خلق خداست (15). مراتب تقوا متناظر با درجات مختلفی از طهارت و تعالی روح انسان و تقرب او به خدای متعال است. با افزایش درجه خلوص قلب معنوی انسان، بر هشیاری و خِرد الهی او افزوده می‌شود (16) و درک بهتری از باطن قرآن کریم خواهد داشت (17)، حتی بدون این‌که آشنایی چندانی با ظاهر آن داشته باشد.

چنین انسان‌هایی اولو‌الالباب (صاحبان خِرد و برخورداران از مغز آیات الهی) و فقیهان واقعی (فهم‌کنندگان عمیق مسائل دینی و اجتماعی و دارندگان توان اجتهاد فقهی از آیات و روایات، نه لزوماً در حد کمال) محسوب می‌شوند. اما بسیار بوده‌اند افرادی که بدون فهم عمیق آیات و روایات، ادعای فقاهت و صلاحیت اجتهاد فقهی داشته‌اند. گاهی اختلاف نظر میان فقیهان ظاهری بسیار شدید بوده است. اما فقیهان واقعی هیچ اختلاف نظر اساسی با یکدیگر نداشته‌اند.

خداوند حق مالکیت و اقتدار حقیقی در فضای باطنی را تنها به انسان‌های برخوردار از خِرد عالی الهی عطا می‌فرماید. اما به طور عام، تنظیم و رعایت حقوق فردی و اجتماعی اساساً بستگی به میزان آشنایی با روح آموزه‌های الهی دارد. آنچه راهنمایان الهی از زنان و مردان مؤمن انتظار دارند را نباید به طور کامل از دیگر افراد انتظار داشت. و نباید پنداشت که همه احکام فقهیِ متناسب با شرایط اجتماعی ادوار گذشته همچنان معتبرند. اگر باور مردم به اسلام ضعیف شود، دیگر از فقیهان پیروی نمی‌کنند.

صلاحیت رهبری سیاسی جامعه مسلمانان را با توان پاسخ‌گویی صحیح به مسائل دینی و اجتماعی می‌سنجند. اداره امور جامعه مسلمانان با نظارت و هدایت برترین فقیهان، یک حکم عقلی و نقلی است. اما همه افراد جامعه، مسلمان و معتقد به یک قرائت از اسلام و مقلد یک مجتهد نیستند. نظام سیاسی باید به گونه‌ای طراحی شود که شفافیت عملکردها و نظارت جمعی و شورایی کافی بر عملکرد مسؤولان تحقق یابد. تشکل‌های مردمی باید در همه بخش‌های حکمرانی مشارکت داشته باشند.

اسلام بر کرامت انسان‌ها تأکید دارد و برتری‌جویی در برخورداری از امکانات دنیوی و ضایع‌کردن نعمت‌ها را شایسته‌ی انسان‌های متقی رهپوی راه خدا نمی‌داند. (18)

 

منابع و توضیحات

1- قرآن کریم، سوره مبارکه نحل 75، …

2- اعراف 157، …

هر رفتار خشونت‌آمیز و ظالمانه ناشی از سلطه نفس کاذب دنیوی بر دل است. جنگ‌هایی که پیامبر اکرم (ص) و دیگر اولیای خدا در آن شرکت داشتند، برای دفاع از امنیت و سلامت جامعه مسلمانان بود. رفتارهای خشونت‌آمیز برخی مسلمانان رشدنیافته و ظالم در ادوار مختلف را نباید به پای دین اسلام گذاشت.

3- نحل 58 و 59، …

4- آل عمران 195، نساء 124، توبه 71 و 72، نحل 97، احزاب 35، غافر 40، فتح 4 و 5، حجرات 13، حدید 12، …

5- آل عمران 42، تحریم 11 و 12، …

6- نحل 88.

7- مائده 2، نحل 90، …

8- توبه 60، نساء 92، مائده 89، بلد 18-10، …

9- مائده 38.

10- از آن زمان تاکنون، بسیاری از مسلمانان در اثر کوته‌فکری نگاه درجه دوم به جنس زن داشته‌اند.

11- از داستان زندگی حضرت مریم (س) در قرآن کریم می‌توان دریافت که زوجیت معنوی، ارتباطی در سطح عالی بین دو نور بدون دخالت بدن دنیوی است. یکی از این دو نور کیفیتی بسیار عالی دارد و دیگری از هدایت او پیروی می‌کند. زوجیت معنوی (شفع) می‌تواند به حالت یگانگی (وتر) تکامل یابد. یعنی در صورتی که قلب معنویِ پیرو، تمام مراحل رشد را به خوبی طی کند، سرانجام به وحدت معنوی کامل با نور راهبر خواهد رسید. در این حالت، راهبر، تمام هستی خود را به پیرو بخشیده است بدون این‌که از هستی‌اش چیزی کاسته شود.

12- کتاب ” آهنگ آسمان دل … “، پاورقی ص 82 و 83.

حضرت خدیجه (س) همسر معنوی پیامبر اکرم (ص) نیز بوده‌است. پس از رحلت خدیجه (س)، پیامبر همسران ظاهری دیگری برگزیدند که هیچ یک از آنان همسر معنوی ایشان نبودند. برخی صرفاً برای تأکید بر اهمیت سرپرستی زنان بیوه و برخی دیگر برای مصلحت قوام جامعه نوپای مسلمانان پذیرفته شدند. قلب مقدس پیامبر اکرم (ص) از هرگونه هوای نفس مبرا بود. پذیرش حق مشروط انتخاب چند همسر برای مردان، مربوط به شرایط کاهش جمعیت مردان بوده است.

13- سوره مبارکه جمعه 5.

14- کتاب ” آهنگ آسمان دل … “، ص 121، سوره مبارکه روم 7-2.

15- حجرات 13.

16- انفال 29.

17- واقعه 79-77.

18- اسراء 70، قصص‌83.

 

برخی مطالب مرتبط

نکاتی درباره برخی حقایق هستی و اهداف زندگی (1)

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا و برخی رویکردهای معنوی (5)

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا و برخی رویکردهای معنوی (1)

اسلام راستین – اسلام‌شناسی به زبان ساده (1)

نکاتی درباره رهپویی دل و مشی معنوی صحیح (1)

نکاتی درباره رهپویی دل و مشی معنوی صحیح (2)

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا و برخی رویکردهای معنوی (2)

نگاهی به شاخص‌های اصلی دین راستین خدا و برخی رویکردهای معنوی (3)

نکاتی درباره نظام‌سازی اجتماعی مبتنی بر ارزش‌های دینی (1)

خورشید حقیقی – شرحی بر شعر پیامبر خِرد و عشق (1)

خورشید حقیقی – شرحی بر شعر پیامبر خِرد و عشق (2)

شرحی بر شعر سوز و ساز رمضان (1)

شرحی بر شعر راز حج – حج دل (1)

مختصری درباره رویداد غدیر خم

پیام نوروزی احمد علوی تبار

پرسش و پاسخ درباره برخورد محترمانه

پرسش و پاسخ درباره اهمیت نماز

گزیده‌ای از طوبای محبت – بسم الله

پرسش و پاسخ درباره عدالت الهی و امام زمان (عج)

پرسش و پاسخ درباره آمرزش گناهان با گریه بر امام حسین (ع)

بیداری دل و طلب فرج برای پیمودن راه اولیا – شرحی بر دعای ندبه (1)

چگونه مشکلات زندگی را حل کنیم – شرحی بر شعر با رضا بنشین (1)

نگاهی به دیدگاه روان‌شناختی و روان‌درمانی آنتونی رابینز (1)

نکاتی درباره برنامه زندگی پس از زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب مرتبط

اسلام و قدرت – اسلام‌شناسی به زبان ساده (5)

احمد علوی تبار - آذر 1401   بخش پنجم - اسلام و قدرت بسیاری از متون دینی مسلمانان (شامل تفسیرهای ...
admin
23 آذر 1401
رهپویی دل

نکاتی درباره رهپویی دل و مشی معنوی صحیح (3)

احمد علوی تبار - بهمن 1400   بخش سوم - حج باطنی و مراحل رهپویی معنوی یا رهپویی دل طرح ...
admin
21 فروردین 1401
شعر عرفانی سوز و ساز رمضان

شرحی بر شعر سوز و ساز رمضان (1)

احمد علوی تبار - فروردین 1401   چکیده شعر سوز و ساز رمضان یکی از اشعار احمد علوی تبار است ...
admin
17 فروردین 1401
preloader